روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

برچسبشب چله، شب یلدا، سیاهی و تاریکی و سرما، ستم و بیداد، شادی و زندگی

با ـ هم ـ بودن، شادی و پیروزی بر سیاهی و تاریکی و سردی

? «زمستان می‌رود و روسیا‌هی‌اش به زغال می‌ماند». چنین می‌گفتند و می‌‌آموختند و می‌آموزاندند مادران و مادربزرگ‌های ما. اما این ضرب‌المثل فقط برای گذر از سرما‌های سخت و جانسوز قدیم نبود که می‌باید برای شستن دست و صورت یخ حوض را می‌شکستی! برای گذر از هر دشواری بود که ممکن بود در زندگی با آن رو به رو شوی و برای هر نامردمی بود که ممکن بود از «ارباب بی‌مروّت» دنیا ببینی! روسیاهی زغال روسیاهی مردم...

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من