روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نویسندهمحمد سعید حنایی کاشانی

هایدگر، از «پرسشِ هستی» تا «طلبِ هستی»: درنگی بر یکی دو بند از «فلسفۀ قارّه ای»، بازترجمۀ محمد مهدی اردبیلی

🔶 چندی پیش در کانال تلگرامی مرکز فرهنگی شهر کتاب، و نیز تارنمای آن، آگهی تدریسی در مرکز فرهنگی شهر کتاب دیدم متعلق به چند سال پیش (اردیبهشت ۱۳۹۶)، در خصوص برگزاری تدریس ترجمهٔ متون فلسفی، به همراه شرح متن. مدرّس «شریف» و «فاضل» وعده کرده بود که متن‌های مختلف فلسفی، از جمله، متنی از هایدگر را به دانشجویان نکلیف دهد و بعد ترجمهٔ آنها را تصحیح و ویرایش کند و خطای دانشجویان را نشان دهد و شرحی نیز...

 «تنهایی» در تصوّف و در هستی‌شناسی وجودی

🔶 این مقاله دیروز، دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۰، در فصلنامهٔ «نگاه آفتاب»، شمارهٔ سوم، ص ۵۱-۳۸، بهار ۱۴۰۰، با عنوان «گریزِ تنهایی و گریز از تنهایی» (این عنوان از من نبوده است. عنوان مقالهٔ من عنوان بالاست) منتشر شده است. این مقاله در ۱۴ آذر ۱۳۹۹ به فصلنامه تحویل داده شده بود و برای شمارهٔ دوم نوشته شده بود. از آنجا که این مقاله با حذف تمامی یادداشت‌های حاشیه (بدون اطلاع نویسنده) و افزودن منابعی جعلی...

درگذشت شاعر خراسانی اسماعیل خویی

🔶 خبر درگذشت دکتر اسماعیل خویی در لندن، پس از حدود چهل سال زندگی در تبعید، غم‌انگیز بود. اما مرا به یاد خاطرات خوشی برد که در جوانی از او داشتم. اسماعیل خویی را در مقام شاعر و اهل فلسفه از دوران دبیرستان می‌شناختم و او به همراه اخوان ثالث و شفیعی کدکنی و نعمت میرزازاده (م. آزرم) از جمله نامداران فرهنگ و ادب خراسان بودند که دست کم شیفتگی به زادگاه سبب می‌شد خواننده آثارشان باشم. اما توفیق دیدار او...

آیا خیر و صلاح «مُلک» و «ملت» یکی است؟ 

🔶 آقای ظریف، وزیر امور خارجهٔ نظام جمهوری اسلامی ایران، از «خیر و صلاح مُلک و ملت» سخن گفته است. بعید است کسی که در امور سیاسی دانش آموخته است نداند «مُلک» و «ملت» با هم جمع نمی‌شوند چون متعلق به دو عصر متفاوت‌اند: قدیم و جدید. مگر اینکه بنا را بر این بگذاریم که یا آقای ظریف چون در امریکا دانش‌آموخته است زبان و واژگان فلسفهٔ سیاسی را به فارسی و عربی نمی‌داند یا اینکه در واقع «کنایتی» و «اشارتی»...

که نیستی است سرانجام هر کمال که هست!

🔶 مرگ برای انسانی که در زندگی خود به شایستگی و بردباری و خویشتنداری و دانشوری زیسته است و شرافت خود را به زر و زور نفروخته است و جامه تزویر بر تن نکرده است رهایی و آزادی است. آزاد شدن از بند زیستن در جامعه‌ای که در آن سفله و فرومایه بر صدر نشیند و جاهل قدر بیند حتی به بهای مرگ رویاروی نیز ارزش دارد، تا چه رسد که شخص به استواری و پایداری چون کوه در برابر همه ستم‌ها ایستاده باشد و عمری را به رنج و...

سنّت روشنفکری در ایران

🔶 از این مصاحبه حدود ۱۷ سال می‌گذرد. در آن سال‌ها مجموعه مقالاتی تدارک دیدم برای روشن کردن مفهوم «روشنفکر». گمان می‌کنم هنوز لازم باشد که این اصطلاح و مفهوم باز روشن شود. امیدوارم در آینده‌ای نزدیک این کار ناتمام را نیز تمام کنم.
این مصاحبه در تارنمای قدیم من هست: سنّت روشنفکری در ایران
@fallosafahmshk

خر و فیلسوف

🔶 خر و فیلسوف را می‌توان از جهتی مقایسه کرد، وقتی که هردو بخواهند کاری را انجام دهند که در توان‌شان نیست. فلسفه نقادی کانت برای همین پدید آمد که نخست توانایی خود را بشناسیم. نیچه فلسفه کانت را به نتیجه تراژیک آن می‌رساند. اما برای این ستایشگر تراژدی شاید تمامی ارزش آدمی همین بار باشد. آیا دیوانه حافظ همان خر/فیلسوف نیچه نیست؟ آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه فال به نام من دیوانه زدند...

روشنفکران: «پیامبران دروغین» یا «پیامبران راستین»؟ 

چککه 🔶 چامسکی دربارهٔ روشنفکران گفته است: «اکثر روشنفکران پیامبران دروغین‌اند و چاپلوسان دربار [زر و زور]. پیامبران راستین استثنایند و با آنان بد رفتار می‌شود. این را که با آنان چقدر بد رفتار شود جامعه تعیین می‌کند. مانند رفتاری که در اروپای شرقی با روشنفکران شد. در آنجا با آنان بسیار بد رفتار کردند. اما در امریکای لاتین [و من می‌افزایم: و نیز خاورمیانه] روشنفکران را سلاخی کردند».    در سخن...

 گفتن حقیقت بدون افشای دروغ‌ها

🔶 چامسکی می‌گوید: «مسئولیت روشنفکران گفتن حقیقت و افشای دروغ‌هاست». اما می‌توان حقایقی را گفت بی‌آنکه دروغ‌هایی را افشا کرد. کار دشوار، کار پرخطر، گفتن حقیقت نیست، افشای دروغ‌هاست. سلاخی روشنفکران در امریکای لاتین و خاورمیانه گواه این مدعاست.
@fallosafahmshk

«کهنه‌ٔ حیض» شدن روشنفکران و کاردانان: عاقبت «آدم‌های نظام» (۱) 

باده با محتسب شهر ننوشی زنهار // بخورد باده‌ات و سنگ به جام اندازد  حافظ  🔶 در تاریخ دوهزار و پانصدسالهٔ کشور ما (و تاریخ چندهزارسالهٔ دیگر کشورهای متمدن) کم نبوده‌اند خردمندان و دانشوران و حکیمان و فیلسوفان و کاردانانی که با پیوستن به دربار شاه یا سلطانی نادان و عامی و زورگو، و گاه حتی وحشی و خونریز و جنایتکار، در مقام کارگزار و مشاور یا ندیم (هم‌پیاله) به رونق و آبادانی مُلک و مملکت یا کسب...

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من