روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

آرشیوآبان ۱۴۰۰

«بیزر» یا «بایزر»؟

?  تلفظ و نگارش نام نویسندگان بیگانه از جمله چیزهایی است که برای برخی از بازیگران و معرکه‌گردانان عرصهٔ نشر و کتاب و روضه‌خوانان فلسفی در تارنماهای معلوم‌الحال و مدرسان همه‌فن حریف و همه‌جایی در بنگاه‌های فرهنگی تدریس فلسفه و کذا و کذا، بسیار مهم شده است تا جایی که گمان می‌برند متخصص تلفظ هر نامی در صورت اصلی‌اند و حتی در املای فارسی نیزآن صورتی که خودشان می‌نویسند «درست» است و بنابراین بی‌درنگ...

فلسفه همچون دینامیت: پیشه‌ای خطرناک!

?  در این جهان پیشه‌های خطرناک بسیار است. اما بیشینهٔ آنها از آن رو خطرناک‌اند که بیش‌تر «خطر» به پیشه‌ور روی می‌آورد تا «پیشه‌ور» به خطر روی آورد. کارگران معدن با خطر روبه رو می‌شوند اگر سقف ریزش کند، و قایقرانان قایق‌های پارویی ماهی‌گیری با خطر مواجه می‌شوند اگر دریا طوفانی شود، بدلکاران صحنه‌های خطرناک فیلم‌ها با خطر رو به رو می‌شوند اگر همه چیز به درستی تنظیم ‌نشده باشد یا مهارت‌های لازم به...

خواجه نصیر و فروتنی علمی

? یکی از چیزهایی که رسم است نویسندگان در پیش‌گفتار کتاب‌های خود بنویسند عذرخواهی از خطاهای احتمالی و درخواست اصلاح از سوی خوانندگان نکته‌سنج و تیزفهمی است که خطایی را متوجه شده‌اند. این عذرخواهی و درخواست دو سود دارد: یکی آنکه نویسنده خود را از پیش مصون از خطا ندانسته است تا بعد کسی او را ملامت کند که چرا فلان چیز خطا بود، و دوم اینکه خواننده را ترغیب کرده است که ۱) در نوشتهٔ او دقیق بنگرد و...

وجودگرایی و عقل‌گریزی

  ? از اتهام‌هایی که به وجودگرایی یا فلسفهٔ وجودی می‌زنند یکی هم عقل‌گریزی است، اگر عقل‌ستیزی نگویند. جان مک‌کواری به این اتهام پاسخ می‌گوید و اشارهٔ خوبی هم به کی‌یرکگور می‌کند که گویا چندسالی است حسابی در ایران «مُد» شده است! بحث را با این شِکوه آغاز مى‏‌کنیم که وجودگرایی گرایشى عقل‏‌گریز دارد. اگر این اتهام را بتوان ثابت کرد، گمان مى‏‌کنم که در آن صورت وجودگرایی به‏‌منزلۀ فلسفه بى‏‌اعتبار...

دست شُستن به خون!

جهان را چنین است ساز و نهاد عنان بزرگی هر آن کو بجُست نخستین بباید به خون دست شُست فردوسی (شاهنامه، «گفتار اندر داستان فرود سیاوش»، ۲۴) ?  ابیات بالا از حکیم فرزانهٔ طوس اگر بدون بستری که در اشاره بدان سروده شده است خوانده شوند شاید برای خوانندهٔ آشنا با «شهریار» ماکیاوللی یادآور اندرزهای او به چزاره بورجا یا نمایشنامه‌های «شیطان و خدا» (در این نمایشنامه خونریزی برای کسب بزرگی و عزّت و نعمت و جاه...

«تیموکراسی»: از «مدینهٔ کرامت» تا «سلحشورسالاری» و «توانگرسالاری» 

  همواره بهترین باش و بر فراز دیگران هومر مهتری گر به کام شیر در است شو خطر کن ز کام شیر بجوی یا بزرگی و عزّ و نعمت و جاه یا چو مردانت مرگ رویاروی حنظله بادغیسی ولیکن به گیتی به‌جُز تاج و تخت چه جوید خردمندِ بیداربخت نژاد و بزرگی و تخت و کلاه چو شد گرد ازین بیش چیزی مخواه فردوسی «همواره نخستین باش و گردن‌فرازترین: جان غیورت هیچ‌کس را نباید دوست بدارد، مگر دوست را»: این [کلام] جان یونانی را...

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من