روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

برچسبفروغ فرخزاد

آن روزها رفتند!

سال‌هاست که «آن روزها» رفته‌اند، حتی آن زمانی که فروغ این شعر را می‌نوشت، گرچه «آن روزها» هرگز مانند این چهل سال نرفته بودند، اما معلوم بود که دارند می‌روند. حتی وقتی که بیضایی «کلاغ» را ساخت تا در «تصویر سینمایی» بگوید چه روزهایی بود، چه روزهایی رفتند. چه «غم غربتی» داشتیم در آن سال‌های آغاز ۵۰. اما کو تا این سال‌ها. تا سال ۵۷ هنوز هم در آن کوچۀ دراز خانۀ «آقاجان»، پدربزرگ مادری‌ام، که سال ۵۴...

چه سنگ‌ها که نباید به سرمان بخورد!

فروغ فرخزاد می‌گفت: «من از آن آدم‌هایی نیستم که وقتی می‌بینم سر یک نفر به سنگ می‌خورد و می‌شکند، دیگر نتیجه بگیرم که نباید به طرف سنگ رفت. من تا خودم سرم نشکند معنی سنگ را نمی‌فهمم!» این سخن فروغ از نظر اهل «دانش» و «خرد» چرند و مزخرف و نشانۀ روشن بلاهت و حماقت است، چون اگر چنین بود و آدمیان به‌راستی خود می‌باید هرچیزی را تجربه می‌کردند تا بدانند، «ما» هنوز در غارهای تاریک، بدون روشنایی، مانده...

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من