روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

آیا انسان «گرگ» انسان است؟

جامی است نهاده کلهٔ مرده در آن
وانگه مزه‌ای خورده و ناخورده در آن
ما گرسنگانیم و چوگرگ از همه سو
از بهردریدنیم بر هم نگران

نیما یوشیج (رباعیات)

? جنگ دو چهره دارد، خشونتی بی‌مانند که هیچ حیوانی مانند آن رفتار نمی‌کند، مگر انسان. و مهربانی و همدردی و دلسوزی و یاریگری با ستمدیدگان و جنگ‌زدگان که باز هم هیچ حیوانی مانند آن رفتار نمی‌کند، مگر انسان. انسان حیوانی شگفت‌انگیز است: درنده‌ترین و بیرحم‌ترین و خودخواه‌ترین و در همان حال مهربان و احساساتی و غمخوار همهٔ هست‌ها یا کائنات. انسان هم جلاد و قصاب است و هم شاعر و نقاش و موسیقیدان و فیلسوف و داستان‌سرا و قصه‌گو. انسان را «گرگ»، یا «خدا» نامیدن، به‌تنهایی گویای واقعیت وجود او نیست. انسان موجودی دوچهره و دو نیمه یا دوپاره است: نیمه‌ای تاریک یا سیاه و نیمه‌ای روشن یا سپید. بسته به اینکه کدام رویش به سوی ما باشد، یا کدام رویش آشکار شده باشد و از ذات او برآمده باشد: کالیگولا یا بودا. هر انسانی هم گرگ است و هم خدا. آیا اوضاع و احوال است که یکی را آشکار می‌کند، و همچون داروی ظهور آن را تثبیت می‌کند، یا خواست و ارادهٔ خود آدمی در آن تأثیرگذار است؟ این پرسشی است که اسطوره و دین و فلسفه و علوم انسانی هریک کوشیده‌اند و می‌کوشند بدان به گونه‌ای پاسخ گویند. پاسخ هرچه باشد. اکنون روزگاری است که گویی «کالیگولا»ها بسی بیش‌ترند تا «بودا»ها.

افزودن دیدگاه

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من