روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

«تو بودی، می‌زدی!؟»: حماسهُ «قهرمان پدافندی» با «دوراههٔ دروغین»

یکی دو هفته پیش در تارنمای «آپارات» ویدئویی منتشر شد که جز «هشدار» نامی بر روی آن نبود، اما منتشرکنندهٔ آن (goftplus) در صفحهٔ نامبرده عنوان «تو بودی، می‌زدی!» را برای آن برگزیده بود که البته، با توجه به پیام آن بهتر بود «تو بودی، نمی‌زدی؟» را برای آن برمی‌گزیدند، چون ظاهراً همه دوست دارند جان ۵۰۰۰ نفر را نجات دهند، حتی اگر مجبور شوند ۲۰۰ نفر را بکشند! این «ویدئو» اکنون در آن «نشانی» در دسترس نیست. اما آن را در این تارنما و با این «نشانی» و نیز «یوتیوب» همین حساب «گفت‌پلاس» می‌توانید ببینید.

یوتیوب

چند روز پیش در تارنمای «دنیای اقتصاد» نیز گفت‌وگویی با یکی از دانشجویان گفت‌وگو‌شونده در این «ویدئو» آمده بود که نامبرده نیز از «فریبی» سخن گفته بود که خورده بود و اینکه چگونه تهیه‌کنندگان و مصاحبه‌کنندگان این «ویدئو» کوشیده‌اند حرف‌هایی را در دهان او بگذارند و مقاصد خود را پیش ببرند و چگونه سخنان او را بریده بریده نقل کرده‌اند و او اکنون شرمندهٔ دوستان و نزدیکان خود شده است. اما مسألهٔ این «ویدیو» چیزی بزرگ‌تر از فریب چند دانشجوی جوان ناآگاه از مغالطات فکری و ترفندهای تبلیغاتی و عوام‌فریبی‌های سینمایی و حقه‌بازی‌های روزنامه‌نگاری و بی‌خبر از واقعیت‌های فنی و علمی و تاریخی و بی‌چون و چرای این حادثهٔ باورنکردنی است.

شک نیست که این «ویدئو» با مقاصد خاصی تهیه شده است و تهیه‌کنندگان آن نیز از آنچه کرده‌اند «نیک» آگاه بوده‌اند و اگر بر این «باور» بودند که دارند خدمتی به «روشن‌سازی» افکار عمومی دربارهٔ حادثه‌ای تلخ و غم‌انگیز می‌کنند یا «متناقض‌نمایی فکری» را مطرح می‌کنند هرگز پروایی از آوردن نام خود یا نمایش مصاحبه‌کننده در این «ویدئو» نمی‌داشتند. یافتن هویت واقعی سازندگان این «ویدئو» البته برای دست اندر کاران مربوط کاری ساده است، اگر پیشاپیش معلوم نبوده باشد! و البته اگر کسانی علاقه‌مند به زدن اتهام‌هایی همچون «تشویش اذهان عمومی» و «نشر اکاذیب» باشند، نمونهٔ «راستین» آن همین «ویدئو»ست. اکنون ببینیم چیست این «اکاذیب» و «تشویش اذهان عمومی» که این «ویدئو» منتشر می‌کند و می‌کوشد به بینندهٔ «ناآگاه» و «خام» این «دروغ‌ها» را قالب کند و او را نه تنها «فریب» دهد، بلکه متقاعد کند که «زدن» هواپیمایی مسافربری، حتی به‌طور اشتباهی، خدمتی به جان «۵۰۰۰ نفر» دیگر بوده است که «۲۰۰ نفر» در برابر آن «هیچ» است! با این وصف، اکنون می‌باید «فرماندهٔ» پدافند را «قهرمان ملی» دانست چون جان «۵۰۰۰» نفر را نجات داده است! باز هم «حماسه»ای دیگر خلق می‌شود: «حماسهٔ یگان پدافندی»! اما کجایند آن «نجات‌یافتگان»؟

۱. «دوراههٔ دروغین»: «هواپیما» یا «موشک»، «۲۰۰» یا «۵۰۰۰»؟
تهیه‌کنندگان این «ویدئو» می‌کوشند «داده‌ها» یا «اطلاعلاتی» را به مصاحبه‌شونده و بیننده القا کنند که هرگز «واقعیت خارجی» نداشته‌اند و نه‌تنها از اساس «نادرست»اند، بلکه حتی «دروغ»‌اند، تا بدین وسیله او را در برابر «انتخابی» قرار دهند که همان چیزی باشد که «در واقعیت» اتفاق افتاده است و بنابراین «توجیهی» باشد برای عملی انجام‌شده! آن «انتخاب» این است: میان سرنگونی هواپیمایی با ۲۰۰ سرنشین و یا اصابت موشکی با ۵۰۰۰ کشته کدام یک را برمی‌گزینید؟ قرار است مصاحبه‌شونده خود را به جای «فرمانده» یا «عامل» و «هدایت‌کنندهٔ» دستگاه پدافندی بگذارد و تصمیم بگیرد که با «احتمال» اینکه چیزی که بر روی صفحهٔ رادار مشاهده می‌کند «ممکن است» موشک باشد آن را «بزند» یا «نزند»! و البته این کار نباید زیاد هم طول بکشد، چون ۱۰ ثانبه بیش‌تر برای گرفتن تصمیم فرصت نیست. نتیجه: افراد با یک حساب سرانگشتی می‌فهمند که «۵۰۰۰» تا بیش‌تر و مهم‌تر از «۲۰۰» تاست. پس «هواپیما را می‌زنیم»! اما اگر «موشکی» در کار نبود، و شما «۲۰۰» نفر را به اشتباه کشتید، چه؟ کدام «۵۰۰۰ نفر» را نجات داده‌اید؟ آیا حق دارید از روی «احتمالات» تصمیم بگیرید؟ اینها دیگر چیزهایی نیستند که پرسیده شوند، یا بینندگان دربارهٔ آن به فکر واداشته شوند!

اکنون می‌پرسیم آیا کسی که در پشت دستگاه رادار بوده است، آن‌طور که سازندگان این ویدئو ادعا می‌کنند و می‌خواهند آن را به بیننده منتقل کنند و بقبولانند فقط یک نقطه می‌دیده است که نمی‌دانسته است «هواپیما»ست یا «موشک» و بر اساس «احتمالات» تصمیم گرفته است و احتمال را به «موشک» داده است، اما «هواپیما» از کار درآمده است؟

۲. هرگز نمی‌توانسته است اشتباهی بوده باشد!
برای اینکه بدانیم این دو گزاره که یا باید «هواپیما» را بزنیم یا «موشک» را بخوریم، هردو نادرست‌اند و اصلاً نیازی نیست که ما میان این دو یکی را انتخاب کنیم و فرماندهٔ دستگاه پدافندی هرگز با دو گزینه رو به رو نبوده است و به گفتهٔ کارشناسان نظامی خود «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران» احتمال اشتباه نیز در این میان منتفی است می‌باید به گفته‌های یکی از کارشناسان نظامی این نهاد رجوع کنیم که در واکنش به ادعای روز بعد امریکایی‌ها در خصوص ساقط کردن «اشتباهی» هواپیمای اوکراینی ادعاهای آنها را «مضحک» می‌خواند و «احتمال» هرگونه اشتباهی را به دلایل فنی و علمی رد می‌کند ـــ امریکایی‌های «دشمن» به همتایان ایرانی‌شان این «امتیاز» را می‌دهند که بگویند «اشتباهی» بوده است و آنان را به عمدی بودن متهم نمی‌کنند! اما کارشناسان ایرانی امریکایی‌ها را به تمسخر می‌گیرند که هرگز نمی‌توانسته است «اشتباهی» بوده باشد! چون از نظر فنی و علمی «محال» است که اشتباهی صورت گرفته باشد. چرا محال است؟ کارشناس نظامی در گفت و گو با «خبرگزاری تسنیم» آن را شرح می‌دهد.

۳. نظام رادار پدافندی چگونه کار می‌کند؟
تهیه‌کنندگان ویدئو ادعا می‌کنند که فرمانده یا فرماندهان پدافندی نمی‌توانسته‌اند‌ میان «هواپیما» و «موشک» تفاوتی بگذارند، چون آن‌طور که آنها می‌خواهند به بیننده بقبولانند آنها فقط «نقطه»ای را روی رادار می‌بینند و نه «موشک» یا «هواپیما»یی را! اما، برخلاف ادعاهای امروز، خبرگزاری «تسنیم» در روز ۱۹ دی ماه ۱۳۹۸ برای اثبات دروغ بودن ادعاهای امریکایی‌ها در خصوص سرنگونی اشتباهی «هواپیمای مسافربری» به دست نیروهای پدافندی سپاه طرز کار رادارهای دستگاه‌های پدافندی را از قول کارشناسی نظامی شرح می‌دهد و بیان می‌کند که وقوع چنین اشتباهی «محال» است و امکان ندارد که دستگاه رادار پدافندی تفاوت «هواپیما» با «موشک» را تشخیص ندهد و در نتیجه عامل پدافند هوایی «هواپیما» را با «موشک» اشتباه کند! چون دستگاه رادار می‌تواند تشخیص دهد که چه چیزی بر روی صفحهٔ رادار دیده می‌شود: هواپیماست یا هلیکوتر یا موشک یا چیزی دیگر. بنابراین، برخلاف آنچه آن «ویدئو»ی «کذا» دارد به مصاحبه‌کنندگان و بینندگان، القا می‌کند، در روی صفحهٔ رادار فقط یک نقطهٔ نامشخّص در حرکت نیست، که توپچی مورد بحث ما بخواهد شیر یا خط کند یا «احتمال» دهد که یا «هواپیما»ست یا «موشک»، بعد احتمال غالب را بدهد به «موشک» و بعد «هواپیما» را بزند و خیال کند که ۲۰۰ نفر را کشته است اما ۵۰۰۰ نفر را نجات داده است! اکنون باید از تهیه‌کنندگان آن «ویدئو» پرسید که آنها با چه اطلاعی از طرز کار رادارها می‌توانند این «حق» را به کسی بدهند که بر اساس «احتمالات» می‌تواند برای جان دیگران تصمیم بگیرد یا شیر یا خط کند؟ به گفتهٔ این کارشناس نظامی در گفت و گو با «خبرگزاری تسنیم» محال است که رادارهای پیشرفتهٔ امروزی «هواپیما» را از «موشک» تشخیص ندهند:

اول: رادار جستجو که می بایست با عملکرد مطلوب اهداف را جستجو کند در این مرحله همه اجسام موجود در ارتفاع مشخصی از آسمان کشف می‌شوند و‌حتی نوع جسم پرنده نیز مشخص می‌شود که مثلاً ًهواپیما، هلیکوپتر، جنگنده یا موشک هستند.
این اهداف با توجه به سرعت و نوع مانور آنها و سطح مقطع راداری آنها تشخیص داده می‌شوند.
در ادامه اهداف شناسایی‌شده به رادار ردگیر واگذار می‌شوند و رادار ردگیر روی هدف قفل می‌شود و البته نوع هدف نیز مشخص می‌شود و در ادامه به موشکها فرمان شلیک داده می‌شوند.
حال این موضوع بسیار مهم است که سرعت و ابعاد هواپیمای مسافربری یا جنگنده یا موشک یکی نیست و سرعت متوسط موشک و جنگنده چند برابر بیشتر از هواپیمای مسافربری در فاز شروع پرواز است. و هواپیمای اوکراینی هم در فاز اولیه پرواز بوده است.
ضمن اینکه سطح مقطع(RCS) هواپیمای مسافربری نیز حداقل 10 برابر جنگنده و ده‌ها برابر موشک است.
همچنین تمام سامانه های پدافندی دارای سامانه‌ی IFF هستند که سامانه تشخیص دوست از دشمن است. و هواپیما نیز در فاز اول تمام سیستم مخابراتی و برقش روشن بوده و سامانه می توانسته آن را تشخیص دهد.

اکنون پرسش این است که اگر «محال» بوده است دستگاه‌های ماشینی از نظر فنی اشتباه کنند، این «اشتباه» چگونه اتفاق افتاده است؟ اما پرسش‌های دیگری نیز باقی است که به آنها نیز می‌باید پرداخته شود:

۱) سی‌سال پیش در دوران جنگ هشت ساله که با دستگاه‌هایی بسیار قدیمی‌تر و با حملات موشکی و هواپیماهای بمب‌افکن دشمن همراه بود، هرگز چنین اتفاقی برای هیچ هواپیمای ایرانی در داخل کشور نیفتاد و پروازها هم انجام می‌شد. چرا؟ چون ما در دوران جنگ بودیم و همهٔ پیش‌بینی‌ها و هماهنگی‌ها و احتیاط‌های لازم انجام می‌شد. اما آیا دوسال پیش ما در وضعیت جنگی بودیم که کسی منتظر رسیدن موشک باشد؟

۲) اگر در شب مورد بحث ما در «وضعیت جنگی» بوده‌ایم و «دستگاه پدافندی» منتظر رسیدن «موشک» بوده است، چرا می‌باید آسمان کشور به روی هواپیماهای مسافربری باز بوده باشد تا چنین اتفاقی بیفتد، چرا نباید به‌طور علنی اعلام می‌شد که ما به دلیل موشک‌باران پایگاه نظامیان امریکایی در عراق در «وضعیت جنگی» قرار گرفته‌ایم و بنابراین می‌باید منتظر تلافی باشیم؟ چرا از سوی فرودگاه با سازمان پدافندی هماهنگی لازم برای پروازها انجام نشده بود، اگر انجام شده بود، چرا این اتفاق افتاد؟
۳) آنچه «ویدئو»ی مورد بجث به بیننده نمی‌گوید این است که «پدافند هوایی» عملی فردی نیست و تابع مجموعه‌ای از دستورات و سلسله مراتب است که باید انجام شود تا به مرحلهٔ عمل برسد.

بنابراین، با توجه به آنچه گفته شد، اگر به گفتهٔ کارشناسان هیچ اشتباه فنی و علمی در کار دستگاه‌های پدافندی نبوده است، این فاجعه یا حاصل اشتباهی انسانی در فرافکنی پندارهای خود به روی دستگاه‌های ماشینی بوده است، یعنی توهّم حمله، چه در صورت خستگی یا ترس بیش از اندازه، یا در غیر این صورت، عمدی در کار بوده است بنا به مصلحتی که آن را خسروان دانند!

اما، از جهت دیگر، می‌باید توجه کرد که در شب حادثه هیچ ایرانی عادی وضعیت کشور را غیرعادی نمی‌انگاشته است و منتظر موشک و آغاز جنگ یا حملهٔ هواپیماهای بمب‌افکن نبوده است. بنابراین، اگر احتمال آغاز جنگی وجود داشته است، آن کسانی که «احتمال» وقوع آن را می‌داده‌اند می‌باید همهٔ پیش‌بینی‌ها و پیشگیری‌های لازم را می‌کرده‌اند، از جمله توقف پروازها یا هماهنگی‌های لازم برای انجام شدن یا نشدن آنها. بنابراین، سرنگونی هواپیمایی مسافربری، حتی در صورت اشتباهی بودن، نمی‌تواند اشتباه تنها یک فرد آن هم در پایین‌ترین سطح تصمیم‌گیری بوده باشد.

Telegram: @fallosafahmshk

 

افزودن دیدگاه

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من