روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

کیمیاگران خاک

🔶 در این باره که در این «انقلاب» به چه کسی از همه بیش‌تر «ستم» شده است به‌راحتی نمی‌توان قضاوت کرد، چون آن‌قدر «ستم» و «ستمدیده» هست که فقط هنگامی می‌توان در این باره به‌درستی قضاوت کرد که ما داستان همهٔ «ستمدیدگان» را شنیده یا خوانده باشیم. در این میان، بی‌شک، کسانی که ثروتی و سرمایه‌ای به رنج و زحمت و کار و نبوغ و هوش خویش گردآورده بودند از همه برجسته‌ترند. مرحوم عبدالرحیم جعفری، بنیانگذار انتشارات (معظم) امیرکبیر، از این جمله است.

مردی برخاسته از اعماق جامعه، در دورانی که «انقلابی‌های ۵۷» آن را عصر «طاغوت» یا «ستم‌شاهی» می‌خواندند، با این حال او در همان جامعه و در همان نظام توانست بدون استفاده از منابع عمومی دولتی یا اموال دینی اوقاف، دو منبع عمدهٔ ثروت در این سرزمین که یکی را زورمندان می‌خورند و به باد می‌دهند و دیگری را مزوّران ملبس به لباس دین، کاری کند که هیچ نهاد دولتی و دینی قادر به انجام دادن آن نشده بود. پدید آوردن دستگاهی برای نشر با یاری گرفتن از اهل نظر و سامان دادن به کارها با مشورت متخصصان، این همه از مردی ساخته بود که تحصیلاتی اندک داشت، اما چشم و گوش خود را به روی جهان و سخن اهل نظر نبسته بود. تلاش و همّت و پشتکار و رنج و زحمت‌کشی و بردباری برای او اندوخته‌ای به بار آورد که فقط «زور»ی ویرانگر و بیرحم می‌توانست او را از آن محروم کند. و این زور ویرانگر همان چیزی است که ما به آن می‌گوییم «دولت» یا «مال مفت بادآورده به ضرب و زور». در سرزمین‌هایی مانند ما با تاریخی دراز و خونبار هرگز امکان ندارد کسی چیزی بسازد که دست کم چندنسل از آن بهره ببرد. و این هرچه به روزگاران اخیر نزدیک‌تر شده‌ایم کوتاه و کوتاه‌تر شده است. گفته‌اند که «زندگی خصوصی» افراد در پیش چشم تاریخ مهم نیست، «مهم» نیست که چه کسی می‌برد و چه کسی می‌بازد، مهم این است که چه چیزی می‌ماند! اما می‌توان پرسید که در جامعه‌ای که در آن افراد از ثمرهٔ کار و تلاش خود به‌راستی برخوردار نمی‌شوند (به گفتهٔ حکیمانه قرآن: «لیس للانسان الا ما سعی»، «انسان جز آنچه در راه آن می‌کوشد چیزی به دست نمی‌آورد»)، یعنی، کم‌ترین معنای داد یا عدالت، و همه چیز به زور به دست می‌آید، آن جامعه چه فرجامی خواهد داشت و چه چیز خواهد ماند؟

کیمباگران خاک آنان‌اند که از بی‌ارزش ترین چیزها ثروت پدید می‌آورند و به دیگران بهره می‌رسانند و ویرانگران آنان‌اند که بزرگ‌ترین ثروت‌ها را به خاکستر تبدیل می‌کنند و نه حتی خاک! می‌گویند خردمند آن است که اگر یک تومان به او بدهی، آن را صد تومان کند (ثروتی پدید آورد از سرمایه‌ای ناچیز)، و بی‌خرد آن‌ است که اگر صدتومان به او بدهی، هزارتومان قرض بالا ‌آورد! چنین است روزگار ما در این عصر بی‌خردی! اکنون بیش از چهار دهه است که نه تنها سرمایهٔ این کشور به باد رفته است بلکه میراثی شوم نیز برای آیندگان بر جای مانده است که کمر آنان را خرد خواهد کرد. لعنه‌الله علی‌القوم الظالمین و اعوانهم و انصارهم اجمعین. آمین

Telegram: @fallosafahmshk

افزودن دیدگاه

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من