روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

مخمصهٔ «دین و مروّت» و «هلاک دنیا و نفس» در نظام‌های سرکوبگر و ستمگر: با«نظام» یا با«مردم»، کدام یک؟ 

🔶 برای کسانی که در دستگاه‌های دولتی مشغول به کارند و نان خویش از خدمات دولتی به دست می‌آورند، اگر وجدانی و دینی و شرفی و مروّتی داشته باشند، هیچ رنجی بالاتر از این نیست که خود را خدمتگزار نظام ستمگری ببینند که حق مردمان را پایمال می‌کند و مردم دون و سفله را به کارها می‌گمارد و ثروت ملتی را به باد می‌دهد و خون محرومان و ستمدیدگان را می‌ریزد. در چنین وضعیتی پرسشی گران بر دوش فرد آگاه سنگینی می‌کند: با که باید باشم؟ با «نظام» یا با «مردم»؟ زندگی خودم را پاس بدارم و رفاه خودم را و جان خودم را یا با «مردم» باشم و از «حق» دفاع کنم و رنج و حرمان و حتی مرگ را به جان بخرم؟ 

خواجه نصیر طوسی، در «اخلاق ناصری»، مخمصهٔ انسان آزاده‌‌ای را که در مقام سیاستمدار، یا به طور کلی کارمند دولت، در خدمت نظام حاکم و ارباب زر و زور است و در جامعه‌ای سرکوبگر و استبدادی ناگزیر از زندگی است به‌روشنی توصیف می‌کند: 

 «و اگربه یکی از وُلات که ظالم و بدخوی بود مبتلا گردد باید که داند که او در میان دو خطر افتاده است: یکی آنکه با والی سازد و بر رعیّت بود و در آن هلاک دین و مروّت او باشد و دیگر آنکه با رعیّت سازد و بر والی بود و در آن هلاک دنیا و نفس او بود، و وجه خلاص او به یکی از این دو چیز تواند بود، مرگ یا مفارقت کلّی؛ و با والی مرضی‌السّیره هم جز محافظت و وفا طریق نباشد تا آنگه که خدای مفارقت و نجات روزی کند». («اخلاق ناصری»، ص ۳۱۸).      

@fallosafahmshk

افزودن دیدگاه

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من