روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

درنگی بر یکی دو بند از ترجمهٔ «فلسفهٔ انگلیسی‌زبان: ۱۷۵۰ تا ۱۹۴۵»، ترجمهٔ یاسر خوشنویس

جان اسکوروپسکی، فلسفهٔ انگلیسی‌زبان: ۱۷۵۰ تا ۱۹۴۵ (تاریخ فلسفهٔ غرب: ۶)، ترجمهٔ یاسر خوشنویس، ویراستار علمی محمد ابراهیم باسط، انتشارات سمت، ۱۳۹۹ [انتشار، ۷ تیر ۱۴۰۰ّ].

🔶 پنجشنبه از اتفاق تارنمای «بنیاد دایره‌المعارف اسلامی» را می‌دیدم که خبر انتشار جلد ۶ تاریخ فلسفهٔ غرب آکسفورد، به ترجمهٔ یاسر خوشنویس را در آن خواندم. خبر و معرفی کتاب را از «خبرگزاری مهر» نقل کرده بود و متعلق به همان روز بود. البته، چندماهی بود که از در دست انتشار بودن ترجمهٔ این کتاب خبر داشتم، اما این خبر شگفت‌زده‌ام کرد، چون روز یا شب قبل در جایی دیگر ندیده بودم! به تارنمای ناشر رجوع کردم خبری از انتشار آن نبود. به تارنمای «انتشارات مولی» (پخش‌کنندهٔ رسمی کتاب‌های «سمت») و صفحهٔ اینستاگرام آن رجوع کردم باز خبری نبود. چه شده بود؟ «خبرگزاری مهر» از کجا خبر نشر کتابی را داده بود که هنوز به بازار نیامده بود! خبرنگار این خبرگزاری کتاب را کجا دیده بود و چگونه به صفحات نخستین آن دست یافته بود، وقتی حتی تارنمای خود ناشر چیزی در این باره ندارد یا کتاب هنوز در بازار نیست و نیامده است؟ برایم معمایی بود!

باری، از شنبه به بعد هرروز تارنمای «مولی» را می‌دیدم تا به محض ورود کتاب آن را سفارش دهم. خبر نشر کتاب به نقل از «مهر» روز شنبه در «فرهنگ امروز» نیز آمد! اما هیچ کجا خبری از کتاب نبود! خوشبختانه پریروز دوشنبه ۷ تیر آن را در تارنمای «مولی» دیدم و به همراه دو کتاب دیگر از «سمت» سفارش دادم. به محض رسیدن کتاب شروع کردم به ورق زدن: همان چیزی بود که انتظارش را داشتم. نومیدم نکرد.

من ترجمهٔ خودم را می‌توانستم سال گذشته منتشر کنم، اما دست نگه داشتم تا مترجمان و ناشری که از روی ترجمه‌های قبلی من تاکنون ۵ کتاب ترجمه کرده‌اند یکی را هم خودشان زودتر ترجمه کنند‌ تا ببینیم مترجمان و ویراستاران‌شان چند مرده حلاج‌اند، هرچند همین ترجمه‌هایی هم که از روی ترجمه‌های من کرده‌اند باز آن‌قدر نکته دارد که بتوان مترجمان و ویراستاران‌ و ناشرشان را محک زد. باری، اصلاْ نیازی نبود که از صفحهٔ نخست ترجمه فراتر بروم تا به امید صیدی شاهوار وارد آب‌های عمیق‌شوم. ماهی‌های مرده در روی آب شناور بودند و نیازی به تور و طعمه برای صیدی در زیر آب نبود، تا چه رسد که در پی یافتن صدفی بی‌همتا به غواصی در اعماق آب نیاز باشد! اکنون فقط نخستین صفحه از کتاب را مرور می‌کنم. متن انگلیسی و ترجمهٔ ایشان و نیز خودم را به دنبال می‌آورم. گفتنی است که مترجم در یادداشت خود از ویراستار علمی کتاب آقای دکتر ابراهیم باسط «که کیفیت ترجمه را بهبود بخشیدند» تشکر کرده‌ است. یقیناْ، چنین بوده است و تعارفی در کار نیست. اما در مرور نخستین صفحه می‌توان به این نکته نیز پی برد که قرار نیست «ویراستار» معجزه کند یا خود همه چیز را بفهمد یا خود همه چیز را «درست» کند یا همچون شعبده‌بازان از کلاه خرگوش بیرون بیاورد یا «مس» را «طلا» کند، تا چه رسد که متن را «بهتر» کند یا خود کتاب را بهتر از مترجم نخست ترجمه کند، اگر انجام دادن این کار به او واگذار شود! باری، که گفته است ویراستار می‌تواند کاری کند که مترجم از انجام دادن آن عاجز بوده است؟ اما برویم سراغ این ترجمهٔ تازه.

متن انگلیسی:

This is a philosopher’s, not a historian’s, history. When past thinkers are magicked into contemporaries, the feeling for philosophy’s slow rhythms and brief flourishes is lost—I have tried to avoid that. But I have been more opinionated than a historian of ideas would care to be, and much more selective. I tell the story from a present philosophical vantage point, without forswearing hindsight.

ترجمهٔ خوشنویس:

این تاریخی است که یک فیلسوف نوشته است، نه یک مورخ. هنگامی که متفکران گذشته نزد معاصران احضار می‌شوند، حس آهنگ کند و شکوفایی تدریجی فلسفه از دست می‌رود؛ سعی کرده‌ام از این امر پرهیز کنم. البته آرائم را بیشتر از یک مورخ ایده‌ها در این کتاب دخالت داده‌ام و بسیار بیشتر گزینشی عمل کرده‌ام. داستان را از یک منظر فلسفی امروزی و بدون انکار کردن وقوف بعد از وقوع روایت می‌کنم.

(تصور نکنید که من در این ترجمه دست برده‌ام! تصویر صفحهٔ کتاب در پایان به پبوست است.)

ترجمهٔ من:

این تاریخی است به قلم فیلسوف، و نه تاریخی به قلم مورّخ. هنگامی که متفکران گذشته با حرکتی جادویی به صورت متفکران معاصر درمی‌آیند، توانایی فهمِ ضرباهنگ‌های کُند فلسفه و شیرین کاری‌های کوتاه رنگ می‌بازد، و این آن چیزی است که من کوشیده‌ام از آن پرهیز کنم. اما من می‌خواستم خودرأی‌تر از آن باشم که مورّخ اندیشه‌ها و عقاید بدان راغب است و البته بسیار گزینشگر‌تر. من از جایگاه بلند دیدگاهی فلسفی در زمان کنونی این داستان را می‌گویم، بی‌آنکه از عادت بد بازنگری دست بردارم.

شرح و توضیح:

اشتباه‌های این ترجمه در همین یک بند، دست کم از نظر من و به دانش و فهم من، عبارت اند از:

۱. ترجمهٔ نادرست magicked into به «احضار کردن» به جای «تبدیل کردن» یا «ساختن».

۲. ترجمهٔ نادرست the feeling for به «حس» به جای «توانایی فهم».

۳. ترجمهٔ نادرست rhythms به «آهنگ» به جای «ضرباهنگ‌ها».

۴. ترجمهٔ نادرست brief به «تدریجی» به جای «کوتاه».

۵. ترجمهٔ نادرست flourishes به «شکوفایی» به جای «شیرین‌کاری‌ها».

۶. ترجمهٔ نادرست opinionated به «آرائم … دخالت» به جای «خودرأی».

۷. از چشم افتادگی اتفاقی یا حذف عمدی و نا به جای care to be به معنای «راغب بودن، تمایل داشتن، خواستن».

۸. ترجمهٔ نادرست vantage point به «منظر» به جای «جایگاه بلند/دیدگاه مشرف، اشراف».

۹. ترجمهٔ نادرست forswearing به «انکار کردن» به جای «ترک عادت بد/دست کشیدن، کنار گذاشتن».

۱۰. ترجمهٔ نادرست hindsight به «وقوف بعد از وقوع» به جای «بازنگری/بازاندیشی».

اکنون هریک از این ترجمه‌های نادرست را با استناد به فرهنگ‌های لغت برخط انگلیسی به انگلیسی شرح و توضیح می‌دهم.

۱. مترجم این جملهٔ انگلیسی را که می‌گوید:

When past thinkers are magicked into contemporaries…

ترجمه کرده است به: «هنگامی که متفکران گذشته نزد معاصران احضار می‌شوند». این جمله از احضار ارواح گذشتگان نزد معاصران سخن نمی‌گوید از «تبدیل» متفکران گذشته به متفکران معاصر در گزارش تاریخی و تأویل و تفسیر سخن می‌گوید. نکتهٔ اشتباه در اینجا ترجمهٔ فعل are magicked into به «نزد … احضار می‌شوند» است. کلمهٔ آشنای magic در مقام فعل به معنای «ساختن» و «کردن» است، یعنی چیزی را با جادو یا شعبده و تردستی پدید یا ناپدید کردن یا به چیزی دیگر تبدیل کردن. جادوگر یا شعبده‌باز با تردستی خود از دستمالی دسته‌گلی بیرون می‌آورد یا با زدن چوب جادویی به چیزی آن را ناگهان به چیزی دیگر تبدیل می‌کند. در اینجا نویسنده کار فلسفی فهم و گزارش اندیشه‌های متفکران گذشته را به کار جادوگران یا شعبده‌بازان تشبیه می‌کند که باید متفکران گذشته را با تأویل و تفسیر آنها از دیدگاه امروز به متفکران معاصر تبدیل کند تا سخن‌شان فهمیده شود. حرف اضافهٔ into پیش از contemporaries دال بر «تبدیل» یا «معاصر ساختن» است نه «احضار کردن» یا «پدید آوردن». توضیج این فعل را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

۲. مترجم این جملهٔ انگلیسی را که می‌گوید:

the feeling for philosophy’s slow rhythms and brief flourishes is lost

ترجمه کرده است به «حس آهنگ کند و شکوفایی تدریجی فلسفه از دست می‌رود». ترجمهٔ feeling for به «حس» اشتباه است. این اصطلاح به معنای «توانایی فهم» یا «توانایی انجام دادن کاری» است و به حس یا به‌طور دقیق‌تر احساس (در انگلیسی sense با feeling فرق دارد) مربوط نیست. توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

۴. در ترجمهٔ بالا ترجمهٔ rhythms به «آهنگ» اشتباه است. مقصود «ضرباهنگ‌ها» یا «قافیه‌های موزون» است. توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

۴. ترجمهٔ نادرست brief به «تدریجی» به جای «کوتاه». این صفت در اینجا به کوتاهی از نظر مدّت و زمان اشاره می‌کند، نه روندی «تدریجی» (gradual). توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

۵. ترجمهٔ نادرست flourishes به «شکوفایی» به جای «شیرین‌کاری‌ها». اصطلاحی که در اینجا آمده است «اسم» است و نه «فعل». این کلمه در مقام فعل به معنای «شکوفا شدن» است. اما اینجا «اسم» و «جمع» است و به معنای «شیرین‌کاری»، یعنی کاری استثنائی و چشمگیر، مانند تردستی‌های شعبده‌بازان. توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

۶. ترجمهٔ نادرست opinionated به «آرائم … دخالت» به جای «خودرأی». این اصطلاح صفت است و به معنای «خودرأی» یا «مستبد» است. توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

۷. حذف اتفاقی یا نا به جای care to be به معنای «راغب بودن، تمایل داشتن، خواستن». مترجم would care to be که تمایل مورخ را در مقابل تمایل نویسندهٔ فیلسوف می‌گذارد از قلم انداخته است یا آن را ترجمه‌پذیر نیافته است و ترجمه نکرده است! توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

۸. ترجمهٔ نادرست vantage point به «منظر» به جای «جایگاه بلند/دیدگاه مشرف، اشراف». این اصطلاح با «منظر» یا «چشم‌انداز» (perspective) و «دیدگاه» (point of view) فرق می‌کند. مقصود دیدگاه یا موضعی است که حاصل «اشراف به موضوع» است، در نتیجهٔ تجربه و مرور زمان و پیشرفت تاریخی. ما نسبت به گذشتگان در جایگاهی بلندتر از آنان ایستاده‌ایم و آنان و زمینه و زمانهٔ تاریخی‌ اندیشه‌هایشان را بهتر از آن می‌فهمیم که خودشان می‌توانستند آنها را بفهمند. توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

۹. ترجمهٔ نادرست forswearing به «انکار کردن» به جای «ترک عادت بد/دست کشیدن، کنار گذاشتن». این واژه به معنای «ترک کردن عادتی بد» یا «دست کشیدن از آن» و «کنار گذاشتن آن» است. توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

۱۰. ترجمهٔ نادرست hindsight به «وقوف بعد از وقوع» به جای «بازنگری/بازاندیشی». این واژه به معنای «بازنگری» و «بازاندیشی» است. توضیح آن این است که انسان همواره بعد از اینکه چیزی اتفاق افتاد دوباره دربارهٔ آن بیندیشد. توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

در ادامهٔ ابن صفحه در بند دوم نیز چند اشتباه دیگر چشمگیر است، از این قرار:

۱۱. ترجمهٔ نادرست alarm به «هشدار» به جای «هراسیدن» یا «ترسیدن». این کلمه در حالت اسم به معنای هشدار و زنهار و زنگ ساعت برای بیدارباش و غیره است. اما در حالت فعل به معنای «هراسیدن و ترسیدن» است. توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

۱۲. ترجمهٔ نادرست speculative به «گمان‌پردازانه» به جای «نظری». این اصطلاح در اصل به معنای حدس و تخمین است و در اصطلاحات فلسفی به جای theoritical یا «نظری» به کار می‌رود. مقصود از «جهان‌/کیهان‌شناسی نظری» این است که بیش‌تر فلسفی است تا علمی (تجربی). توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

۱۳. ترجمهٔ نادرست omission به «عبور» به جای «حذف». نمی‌دانم چرا مترجم آن را به «عبور» ترجمه کرده است؟ این کلمه به معنای «از قلم انداختن» و «حذف کردن» است. توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

۱۴. ترجمهٔ نادرست debate به «نزاع» به جای «مناظره». این کلمه دقیقاً به معنای «مناظره» است، یعنی بحث موافق و مخالف دربارهٔ مسأله‌ای و سپس رأی‌گیری یا قضاوت مخاطبان. فلسفه و فیلسوف اهل «نزاع» نیستند. توضیج این اصطلاح را در انگلیسی همراه با مثال در اینجا ببینید.

سخن پایانی

ترجمه کاری دشوار است. اما به نظر بسیار آسان رسیده است. چون معمولاً کم‌تر کسی به‌دقت کتابی را می‌خواند. ترجمه کار نامأجور و نامشکوری است. و اکنون کتاب‌دزدی به نام ترجمهٔ دوباره نیز می‌باید به سیاههٔ دیگر دزدی‌ها افزوده شود. حمایت از ترجمه‌های دوباره با یارانه‌های دولتی و تبلیغات رسانه‌های وابسته و دروغ‌پراکنی راه به جایی نخواهد برد و این سیاست خدعه‌آمیز بومرنگی خواهد بود که دست آخر به سوی خود پرتاب‌کنندگان آن باز خواهد گشت. آن‌که سنگ می‌اندازد، بارانی از سنگ بر سرش فرو خواهد بارید. چنین است «بازگشت پرتابه‌های دروغ». شب دراز است و قلندر بیدار.

در خصوص آشنایی با یاسر خوشنویس و معرفی او اینجا را ببینید.

در خصوص بازترجمهٔ سردستهٔ این گروه از مترجمان، محمدمهدی اردبیلی، و ترجمهٔ او، «فلسفهٔ قاره‌ای» (جلد ۷ از هیمن مجموعه)، مقالات زیر را تاکنون نوشته‌ام و در آینده نیز در خصوص ترجمه‌های دیگر اعضای این دار و دسته باز خواهم نوشت.

۱) «فلسفۀ قارّه ای» چیست؟» ۲۰ خرداد ۱۳۹۸.

۲) «ترجمۀ دوم، بهتر یا بدتر؟» ۱۲ مرداد ۱۳۹۸.

۳) «فروافتادگان (!؟) وارثان زمین خواهند بود»، ۲۴ شهریور ۱۳۹۸.

۴) «“فرو افتادگان” از کجا آمد؟»، ۲۶ شهریور ۱۳۹۸.

۵) «از “سپهرهای وجود” تا “ساحت های وجودی”»، ۱۵ بهمن ۱۳۹۸.

۶) «ایمان بد» یا «باور نادرست»؟: مروری بر ترجمهٔ بابک احمدی از اصطلاحی در در فلسفهٔ سارتر، ۲۴ اسفند ۹۸.

۷) هایدگر، از «پرسشِ هستی» تا «طلبِ هستی»: درنگی بر یکی دو بند از «فلسفۀ قارّه ای»، بازترجمۀ محمد مهدی اردبیلی»، ۱۹ خرداد ۱۴۰۰.

۸) «هستی‌شناسی وجودی» چیست؟ «وضعیت انسان» چیست؟ ۲۵ خرداد ۴۰۰.

 

فایل پی دی اف را از اینجا بردارید با همه پیوندهای مربو ط: 19.Khoshnevis.Skorupski.09.04.400

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

افزودن دیدگاه

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من