روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

این امریکای شگفت‌انگیز! سخنان ارتشبد مارک میلی

امریکا سرزمین شگفت‌انگیزی است. نام «جهان جدید» از هر حیث سزاوار این سرزمین است، چون ملغمه‌ای است از هرآنچه در این جهان یافتنی است: از واپس‌مانده‌ترین سنّت‌ها تا مترقی‌ترین اندیشه‌ها، سرزمین دینداران متعصب، تبهکاران و پرورش‌گاه متعصبان دینی از همه نوع تا مخترعان و دانشمندان و سیاستمداران و آزاداندیشان جهان‌وطن. سرزمینی که کاشفان آن را یافتند و مزدوران و سپاهیان آن را تصرف کردند و رانده‌شدگان و مطرودان و بی‌کسان و مستضعفان از جور کلیسای قرون وسطای و اربابان زمیندار به آن پناه بردند و در آن سکونت گزیدند، یعنی همهٔ آن کسانی که در«جهان قدیم» و «سنتی» و «اشرافی» و «کلیسایی» و «آخوندی» اروپا نمی‌توانستند زندگی کنند. بدون «امریکا» تصور پیدایش «عصر جدید» ناممکن است. امریکا هم «درد» است و هم «درمان»، هم «آب»ست و هم «سراب». باری، این هفته‌های اخیر امریکا «تماشاگه» معرکه‌ای بود از «دموکراسی» و جذابیت‌ها و بلاهت‌ها و حماقت‌های آن. آنچه در این میان برای من بیش از همه جالب توجه بود این سخنان ارتشبد مارک میلی سپهسالار ارتش امریکا بود، در بحبوحهٔ مدعیات ترامپ دروغگو، که درسی است برای همهٔ نظامیان و سپاهیان جهان امروز:

We are unique among armies, we are unique among militaries. We do not take an oath to a king or queen, or tyrant or dictator, we do not take an oath to an individual. No, we do not take an oath to a country, a tribe or a religion.

We take an oath to the Constitution, and every soldier that is represented in this museum—every sailor, airman, marine, coastguard—each of us protects and defends that document, regardless of personal price.

ما در میان ارتشیان بی‌همتاییم، ما در میان نظامیان و سپاهیان بی‌همتاییم. ما به شاهی یا شهبانویی، جبّاری یا دیکتاتوری سوگند وفاداری نمی‌خوریم، ما به هیچ فردی سوگندی وفاداری نمی‌خوریم. خیر، ما به کشوری، به قبیله‌ای یا دینی سوگند وفاداری نمی‌خوریم.

ما به قانون اساسی سوگند وفاداری می‌خوریم، و هر سربازی که در این موزه نماینده‌ای از او هست ـــ ملوان، هوانورد، تفنگدار دریایی، نگهبان ساحلی ـــ هریک از ما از این سند حمایت و دفاع می‌کند، بی‌آنکه پروای آن را داشته باشد که این کار به چه قیمتی برای زندگی شخصی او تمام می‌شود

سربازی که خود را «جان نثار شاه» یا «فدایی رهبر» می‌خواند و «جانم فدای رهبر» می‌گوید سرباز نیست. مزدور است. سرباز بیش از هرچیز باید به میثاق آزادانه و اجتماعی مردمی پایبند باشد که خود یکی از آنان است و آن را ضامن آزادی و حقوق برابر انسانی تک تک انسان‌ها قرار داده‌اند. تنها چنین سربازی است که مرگش شهادت است و زندگی‌اش برکت و سعادت برای خودش و کشورش و مردمش.

پرسش: دانشجویان فلسفه آیا به یاد می‌آورند و می‌توانند بگویند در «تاریخ فلسفهٔ یونان» مشابه این سخنان را در کجا خوانده‌آند؟

 سخنان ارتشبد مارک میلی

افزودن دیدگاه

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من