روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

«فروافتادگان» از کجا آمد؟

از «افتاده» تا «فروافتادگان» و «فروافتاده» و «فروافتادگی»

از نشانه های پیشرفت فرهنگی ما در یکی دو سدۀ اخیر، و به‌ویژه چلۀ اخیر، یکی هم این است که دیگر برخی کلمات و جملات به ظاهر فارسی را نمی توانیم بدون دانستن زبانی خارجی، فرانسه، انگلیسی یا آلمانی و …، بفهمیم. از این نظر هیچ کشور پیشرفته‌ای به پای ما نمی‌رسد. این امر البته پیش از این هم مصداق داشت. همین بلا را زبان عربی هم تا حدودی قبلاً به سر ما آورده بود. اما با تلاش نویسندگان و شاعران توانا از آن به سلامت گذشتیم. این نکته را نباید با ورود کلمات بیگانه به زبان بومی، اگر بجا و به اندازه و ضروری باشد، یکی دانست. کلمات بیگانه رفته رفته در زبان بومی رنگ می‌بازند و تلفظ و کاربرد و معنایی حتی متفاوت با زبان اصلی می‌یابند، به طوری که گویندگان زبان اصلی، اگر این کلمات را بشنوند هرگز معنای آنها را در کاربرد جدید درنمی یابند. این امر در خصوص کلمات دخیل در همۀ زبان ها صادق است و یک خدمت علم لغت و ریشه‌شناسی کشف همین کلمات و ریشه‌های دخیل و تغییر معناهاست. هیچ زبان خالص و نیامیخته ای در جهان نیست. اگر هم باشد ابتدایی است: متعلق به قبایل و اجتماعات ابتدایی منزوی و بی‌ارتباط با یکدیگر. اما آنچه زیانبار است وقتی است که ترجمه‌ای تحت اللفظی و نادرست صورت می‌گیرد. آن وقت ما با کلمه‌ای به ظاهر بومی رو به رو هستیم که نه اجزای درستی دارد و نه معنای سرراستی. اینجاست که باید ریشه‌اش را پیدا کنیم و نابودش کنیم، قبل از اینکه اغتشاش معنایی و مفهومی این کلمه فهم و ارتباط ما را نابود کند. دیروز در تحقیقی نشسته (بدون رجوع به کتابخانه و فقط با اینترنت) به جست و جوی سرچشمه‌های پیدایش و ورود «فروافتاده» و «فروافتادگان» و «فروافتادگی» به زبان فارسی بر آمدم و چیزهایی صید کردم که اکنون به شما پیشکش می‌کنم.

1. سعید نفیسی: «فروافتادگان»/«تباه شدگان»

معلوم شد که مانند همیشه پای ترجمه‌ای در میان بوده است! نخستین ورود کلمۀ «فروافتادگان» ظاهراً از ترجمه ای در سال هایی دور به قلم ادیبی دانشور و معتبر و گرانقدر است. «فروافتادگان» عنوان داستانی بلند از ماکسیم گورکی (1936-1868) به ترجمۀ سعید نفیسی (۱۳۴۵-۱۲۷۴)،[1] ادیب و نویسنده و مورّخ و مترجم و عضو فرهنگستان اول، است که بنا به فهرست کتابخانۀ ملی تا قبل از سال ۱۳۵۶ (نخستین چاپ ثبت شدۀ آن) دوبار منتشر شده است (معلوم نیست به چه تاریخی؟) و آخرین چاپ آن همین سال گذشته بوده است: قم، گوهر ماندگار، 1397. ویراست دیگری از آن به همراه چند داستان دیگر به قلم مترجمان دیگر نیز چاپ شده است: فروافتادگان و ارباب: مجموعۀ چهار داستان، ویراستۀ مانی کاشانی، تهران: جامی، 1388. اما شگفت آنکه گورکی داستانی ندارد که آن را بتوان حتی به طور تحت اللفظی به «فروافتادگان» ترجمه کرد! عنوان اصلی این داستان در روسی «سوپروگیا اورلووه» (Suprugi Orlovy/ Супруги Орловы)، به طور تحت اللفظی: «اورلووهای زن و شوی»، یا «خانم و آقای اورلوو»، است. مترجم این داستان به انگلیسی، ایزابل فلورنس هپگود، آن را به Orloff and His Wife («اورلوف و همسرش») ترجمه کرده است. فیلمساز روس مارک دانسکوی (Mark Donskoy)، در سال ۱۹۷۸، در دوران اتحاد جماهیر شوروی فیلمی بر اساس این داستان به همان نام اصلی ساخته است که در انگلیسی آن را به («اورلوو‌ها»/ The Orlovs) ترجمه کرده‌اند.

اکنون پرسش این است که سعید نفیسی این عنوان را از کجا آورده است؟ سعید نفیسی بر چند زبان، از جمله روسی، مسلّط بوده است و این داستان را از روسی ترجمه کرده است، اما زبان دوم او، بی شک، فرانسه بوده است. مترجمان اروپایی، به ویژه فرانسوی‌ها، در تغییر عنوان کتاب و فیلم و حتی دخل و تصرف در مطالب کتاب زبانزدند، ترجمۀ برده وار نمی کنند و تا بتوانند به تعبیرات زبان خودشان و سبک نویسندگی خودشان اهمیت می دهند و اثر را برای خواننده زیبا و جذاب می کنند و این تا جایی است که گاهی ممکن است نویسنده از متن ترجمه شدۀ اثرش بیش از نوشتۀ خودش خوشش  آید! من احتمال می‌دهم که سعید نفیسی یا این عنوان را از کلمه ای روسی در متن داستان گرفته است که معنای آن بی شباهت به کلمۀ انگلیسی “fallen” نیست یا ترجمه‌ای فرانسوی از این داستان را نیز پیش چشم داشته است، زیرا اگر فقط بر متن روسی اتکا داشت چرا باید نام آن را تغییر می داد؟ تغییر نام احتمالاً به وسوسۀ ترجمه ای دیگر بوده است. و باز اگر خود بر اساس محتوای داستان نامی برای آن انتخاب می‌کرد ناگزیر از «واژه‌سازی» نمی‌شد! چیزی ذهن او را وسوسه کرده است دست به تغییر عنوان بزند. با این همه، نتوانستم در وقت محدود عنوان فرانسوی احتمالی آن را جز به صورت معادل دقیق روسی اش بیابم، یعنی: Les Époux Orlov. شاید آن ترجمۀ قدیمی فرانسوی اکنون دیگر در دسترس نباشد یا ترجمه ای جدید به نامی برابر با عنوان اصلی اش منتشر شده باشد. اما «فروافتادگان» چه معنایی دارد؟ خب من داستان را در ترجمۀ فارسی نخواند ه ام و فقط خلاصه ای از داستان را به انگلیسی خوانده ام. اما همین اندازه کافی است تا بگویم این داستان دربارۀ چیست. این داستان دربارۀ گروهی از مردم پاپتی یا پابرهنه (Barefoot Brigade) در اواخر قرن نوزدهم روسیۀ تزاری است و زندگی اشرار و تبهکاران خُرده پایی را توصیف می کند که به درماندگی و استیصال و انحطاط اخلاقی و شرارت دچارند. اورلوف پینه دوز یا کفّاش است و زنش را دوست دارد اما کار مداوم و خسته کننده در دخمۀ محل کارش و زندگی کسالت بار و ملال آورش او را چنان از کوره به در می برد که به کتک زدن زنش روی می آورد. هنگامی که زنش او را نکوهش می کند، او به سرزنش تقدیر و آفریدگار می پردازد و مدعی می شود که «مردی را که زندگی شریر ساخته است نمی توان ملامت کرد». گورکی در این داستان مردمی را توصیف می کند که به منجلاب پستی و رذالت افتاده اند، اما به جای آنکه خودشان را مسئول بشمارند، یا خدا و تقدیر را مسئول می دانند یا خصوصیات شخصیتی و طبیعی خود را و یا دیگران را. کلمه ای که در انگلیسی می توان برای توصیف این اشخاص یافت کلمۀ “fallen” است که مترادف های متعددی در انگلیسی برای آن هست. در زیر به طور مشروح به آنها خواهیم پرداخت، اما عجالتاً می توانیم عنوان این داستان را اگر بر مبنای مضمون و شباهت با “fallen” در نظر بگیریم به «سقوط کرده ها» یا «تباه شدگان» یا «لغزیدگان» ترجمه کنیم.

2. فیلم: «فروافتاده» (“fallen”)/«هبوط کرده»/«گناهکار»

اکنون به سراغ یک «فروافتادۀ» دیگر می رویم که اتفاقاً از انگلیسی ترجمه شده است و ویکی پدیای فارسی هم مدخلی به آن اختصاص داده است که همین عنوان «فروافتاده» را دارد. اما «فروافتاده» برابرنهادی برای چیست؟ برای “fallen” در انگلیسی. موضوع این فیلم به خوبی معنای «فروافتاده» را آشکار می کند، هرچند «فروافتاده» در فارسی چنین معنایی ندارد و نمی تواند داشته باشد!

«کارآگاه جان هابز (دنزل واشنگتن)، پس از دستگیری قاتلی زنجیره ای (الیاس کوتیاس) و نظارت بر اعدام او، متوجه می شود جنایات منتسب به او همچنان به همان شیوه اعمال می شود. هابز بر حسب تصادف درگیر پروندۀ پلیسی می شود که سی سال پیش خودکشی کرده است و، از طریق دختر او و کتاب هایی که می یابد، پی  می برد که فرشته ای سقوط کرده در جسم انسان ها حلول می کند» (در این متن تغییراتی اندک دادم). چنانکه پیداست در اینجا سخن از «هبوط» فرشته ای است که «شریر» شده است، چون به واسطۀ «هبوط» دچار «سقوط اخلاقی» نیز شده است. ترجمۀ درست آن «هبوط کرده» یا «سقوط کرده» یا «گناهکار» است.

3. زبان انگلیسی: معانی “fallen”
هر زبانی کلماتی دارد که می توانند شماری از معانی داشته باشند که در زبانی دیگر با کلمه ای یکسان و واحد بیان شدنی نباشد. کلمۀ “fall” از آن دست کلمات است و در مقام اسم و صفت و فعل معانی بسیار دارد. در مقام اسم به معنای «هبوط» (آدم) و «سقوط» و «سرنگونی» و «فروریزی» و «افتادن» و «ریزش» (کوه) و «کاهش» و «پایین آمدن» (قیمت)، «بارش برف و باران»، «میزان بارش»، «آبشار» (در حالت جمع)، «خزان»، «برگ ریزان» یا «پاییز» (در امریکا) است. اما در مقام صفت (مفعولی) معانی بسیار متفاوتی دارد، از جمله: «سقوط کرده» (از نظر اخلاقی)، «منحرف»، «فاسد»، «گمراه»، «بی عفت»، «تسخیرشده» (شهر و کشور)، «برکنارشده» (از کار)، ساقط شده. همچنین به معنای «سربازان کشته شده در جنگ» و نیز «رانده شده» (کنایه از شیطان/the fallen angel) است. فرهنگی انگلیسی در این خصوص این مترادف ها را برای آن می آورد:

ترجمۀ «فروافتاده» برای این کلمه ظاهرا می خواهد جانشین معانی «غیراخلاقی»ای شود که این کلمه در انگلیسی دارد، اما آیا از «فروافتاده» چنین معناهایی برمی آید؟ در بند بعدی می بینیم که «فروافتاده» فقط برای ترجمۀ کلمه ای انگلیسی نیست که به کار گرفته شده است. پای عربی نیز به میان می آید.

4. سید حسن خمینی: «فروافتادگان»/«گناهکاران» («عثرته»)

سید حسن خمینی، در پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در مطلبی با عنوان «یقیل عثرته: حق همیاری، دستگیری از فروافتادگان» از مفهومی در عربی سخن می گوید که به معنای «لغزش» و «خطا» است: «عَثرَت». این کلمه در فرهنگ معین به «یک بار لغزش» و «خطا» و «زلت» معنا می شود، اما در معنای صورت جمع این کلمه (عثرات) معنایی برای آن  آورده می شود که جالب توجه است: «به سر درافتادگی ها». «به سر در افتادن» غیر از همان معنای سرراستش که با سر به زمین خوردن است، به معنای «سخت شکست خوردن» است. اما آیا «به سر در افتادگان» می تواند به معنای «سقوط اخلاقی» نیز باشد؟ به گفتۀ سید حسن خمینی:

ترکیب «اقال عثرته» چنانکه مرحوم سید علی خان در شرح صحیفۀ سچادیه تصریح دارند ـــ و کتاب های لغت عربی نیز اشاره کرده اند ـــ به معنای بلند کردن کسی از سقوط است. طبیعی است که این فراز وقتی دربارۀ خداوند به کار می رود به معنای «بخشیدن گناه» است، چنانکه خداوند گاه به نام «مقیل العثرات» خوانده شده و گاه به نام «اقلنی عثرتی» مورد مناجات واقع گردیده است.

آنچه سید حسن خمینی در ادامۀ سخن می گوید حاکی از این است که او از «فروافتادگان»، کسانی که خطابی کرده اند و باید بخشیده شوند، مردم ناتوان و ضعیف و شکست خورده در زندگی را نیز مراد می کند. او در این گفتار سعی می کند «خطا» و «نیاز» و «ناتوانی» را با هم جمع کند و همۀ کسانی که این خصوصیات را دارند «فروافتادگان» بنامد. نتیجه آن است که او دست آخر از «عثرت» (لغزش و خطا) به «فروافتادگان» و بعد به «افتادگان»، ناتوانان و نیازمندان، می رسد:

طریقت به جز خدمت خلق نیست // به تسبیح و سجاده و دلق نیست
ره نیک مردان آزاده گیر // چو استاده ای دستِ افتاده گیر

اما آنچه برخی از «فروافتادگان» تا پیش از این، در ترجمه های فارسی، مراد کرده بودند متفاوت با «افتادگان» بود که در زبان فارسی دارای معانی مشخص، هرچند بسیار متضادی» است. «فروافتادگان»، همچون انگلیسی، می باید بر «تباهی» و «شرارت» و «سقوط اخلاقی» دلالت داشته باشد. اما آیا کسی از«فروافتادگان» فارسی این معانی را می فهمد؟ پس شگفت نیست که در اینجا «فروافتادگان» رفته رفته با «افتادگان» به معنای نیازمندان و ناتوانان و شکست خوردگان یکی می شود و «خطاکاران» نیز به جمع «افتادگان» در می آیند.

5. محمد مهدی اردبیلی: «فروافتادگان»/ «افتادگان» (the meek)

در ترجمه ای فارسی به قلم محمد مهدی اردبیلی [۱]، که پیش تر با عنوان «فروافتادگان (!؟) وارثان زمین خواهند بود» گزارشی از آن به دست داده ام، با کاربردی رو به رو می شویم که بسیار متفاوت با آن چیزی است که تاکنون دیده ایم: معنای «فروافتادگان» از «سقوط کردگان» و «گناهکاران» و «شریران» و «تباه شدگان» به «فروتنان» یا «سر به زیران» و «افتادگان» تغییر می یابد، در برابر کلمۀ انگلیسی: the meek. بدین ترتیب، علاوه بر اندراج «افتادگان»، به معنای نیازمندان و ناتوانان، به دست سید حسن خمینی، معنای «فروتنان» نیز به معنای «فروافتادگان» افزوده می شود.

6. محمد مهدی اردبیلی: «فروافتادگی»/«فروتنی» (meekness)

در ص 129 کتاب پیشگفته با «فروافتادگی» برای meekness («فروتنی» یا «خضوع و خشوع») رو به رو می شویم. اصطلاحی که چنانکه در بند بعد خواهیم دید با یک واژۀ «نوساخته» و مصوّب فرهنگستان زبان دارای صورتی یکسان اما معنایی متفاوت است. نتیجه، تشویش کامل است. همچنین رجوع شود به پی نوشت: دربارۀ «فروافتادگی» به عنوان معادلی برای “fallenness” در فلسفۀ هایدگر.

4. فرهنگستان زبان فارسی: «فروافتادگی»/«فرولغزیدگی» (prolapse)

ویکی پدیای فارسی در نوشته ای بدون منبع و مأخذ از «فروافتادگی» به عنوان مصوبۀ «فرهگستان زبان و ادب فارسی» برای اصطلاحی در پزشکی نام می برد، با این توضیح:

فروافتادگی عضو یا بخشی از بدن از محل طبیعی خود بر اثر ضعف بافت های نگهدارنده را فروافتادگی یا پرولاپس (به انگلیسی: prolapse) گویند. این ضایعه در نواحی مختلفی دیده می شود مانند پرولاپس دریچه میترال، پرولاپس رحم و پرولاپس رکتوم.

این برابرگذاری، به فرض صحّت مدعای نویسنده، نادرست انجام شده است. اصطلاح prolapse، چنانکه در زیر می بینید، از دو جزء تشکیل شده است: «پرو» و «لپس». اولی به معنای «پیش و فرو» و دومی به معنای «لغزیدن» و «سُر خوردن» است. بنابراین همان طور که در “fallen” و نیز prolapse مشاهده می کنید حتی زبان انگلیسی نیز چیزی ندارد که به طور تحت اللفظی هم آن را بتوان «فروافتاده» و «فروافتادگی» ترجمه کرد. چون «افتادن» همواره رو به پایین است. و «زبان طبیعی»، برخلاف «زبان مصنوعی» (یا به گفتۀ برخی: «زبان باز») دارای منطقی سرخود است که هرگز اشتباه نمی کند. فرهنگی انگلیسی «پرولپس» را این گونه توضیح می دهد:

prolapse
· n. /”pr@Ulaps, pr@”laps/ a slipping forward or down of a part or organ of the body. Ø a prolapsed part or organ.
· v. /pr@U”laps/ [usu. as adj. prolapsed] slip forward or down: a prolapsed uterus.
– ORIGIN C18: from L. prolaps-, prolabi ‘slip forward’, from pro- ‘forward, down’ + labi ‘to slip’.

7. زبان فارسی: معانی «افتاده»
کلمۀ «افتاده» در زبان فارسی تاکنون دارای این معانی بوده است: عاجز، ناتوان، واقع شده، کمرو و محجوب، ساقط شده، محذوف، فروتن و متواضع، گسترده، پهن شده، پرت شده، زمین خورده، ساکت و آرام، سر به زیر، بی شرارت، از پا درآمده، خراب.[10] نتیجه آنکه در زبان فارسی نمی توان با «افتاده» یا «فروافتاده» چیزی ساخت که به معنای «هبوط کرده» و «سقوط کرده» (سقوط اخلاقی) و «تباه شده (فساد اخلاقی)» و «بی عفت» و مانند آن باشد. این نمونه می تواند نشان دهد که چگونه برخی واژه های نوساخته رفته رفته بی معنا می شوند و حتی معانی کلمات اصیل بومی را نیز تباه می کنند.

خاتمه و نتیجه

زبان یگانه دارایی مشترک ماست که ما را قادر به فهم و ارتباط متقابل می کند، اگر این هم از دست برود آن گاه نه قادر به فهم دیگران خواهیم بود و نه حتی خودمان و جهان پیرامونی مان. امروز بسیار کسان سعی بلیغ می کنند که زبان های بیگانه را بیاموزند. اما متأسفانه کم تر می کوشند که زبان بومی خودشان را بیاموزند. کسی که زبان بومی خودش را نداند از یادگیری زبان های بیگانه هم طرفی نخواهد بست. اکنون زبان ما نیز همچون شهر و طبیعت مان آلوده شده است و در معرض نابودی. پیش از آنکه دیر شود بکوشیم خودمان را از آشفتگی و سردرگمی نجات دهیم.

پی نوشت
در نگاهی دوباره به ترجمۀ مستطاب آقای دکتر اردبیلی متوجه شدم یک نکته را از قلم انداخته بودم. مترجم فاضل در واژه نامۀ کتاب، که خود شاهکاری است در جهان ویرایش، از «فروافتادگی» برای “fallenness” در فلسفۀ هایدگر نیز استفاده کرده است. اما در متن دو معادل برای آن آورده است، یکی در صفحۀ 162، که آن را به پیروی از ترجمۀ من «دورافتادگی» ترجمه کرده است و دیگری در صفحۀ 169 و 171 که آن را به «فرو افتادن» و «فروافتادگی»ترجمه کرده است. اینکه چه نستبی میان «فروافتاده» (؟! در ترجمۀ “meek”، «فروتن») و «فروافتادگی» (“fallenness”) است پرسشی است که پاسخ آن همچون بسیاری از نکات دیگر ترجمۀ ایشان بی شک دانش افزای ما خواهد بود.

در خصوص ترجمۀ آقای محمد مهدی اردبیلی، رابرت سالمن، فلسفۀ قاره‌ای، انتشارات سمت، [ویراستار علمی] سیمین عارفی، ۱۳۹۸، و اشکالات آن مطالبی تاکنون نوشته ام و باز نیز خواهم نوشت. علاقه مندان می توانند به این مقالات نیز رجوع کنند:

1) ««فلسفۀ قارّه ای» چیست؟» 20 خرداد 98. فایل پی دی اف 02.Continental.980320
2) «ترجمۀ دوم، بهتر یا بدتر؟» 12 مرداد 98. فایل پی دی اف 07.Ardebili_Continental.980512
3) «فروافتادگان (!؟) وارثان زمین خواهند بود»، 24 شهریور 98. فایل پی دی اف 09.Ardebili.Meek.980624

یادداشت:
1. رجوع شود به: رابرت سی. سالُمن [رابرت چارلز سولومون/سالومون]، فلسفۀ قاره‌ای: از ۱۷۵۰ به بعد، طلوع و افول «خود»، ترجمه محمد مهدی اردبیلی، [ویراستار علمی] سیمین عارفی، انتشارات سمت (سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها)، 1398، ص 127.

فایل پی دی اف 10.Fallen.Prolapse.980626

 

افزودن دیدگاه

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من