روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

«هیدگر» یا «هایدگر»: چگونه «فرقه» یا «مکتب» بسازیم؟

«هیدگر» درست است یا «هایدگر»؟ چطور بنویسیم و چطور تلفظ کنیم؟ این پرسشی است که بسیاری از دانشجویان از خود یا از استادان‌شان می‌کنند. مرجع ما کیست و که باید باشد؟ برخی استادان قدیمی دانشگاه تهران یا فردیدی‌هایی که از احمد فردید آموخته‌اند چطور بنویسند و چطور بگویند «هیدگر» یا «هَیْدِگر» (حتی برخی با اعرابگذاری می‌نویسند، گویی کلمه‌ای قرآنی است که خدای نکرده تلفظ نادرست آن تحریف دین خدا باشد!) یا دیگرانی که زیر بار مرجعیت و ولایت فردید و مریدان و پیروان او یا فردیدی‌ها نمی‌روند و آن‌طور که خود از منابع دیگر شنیده‌ یا دیده‌اند می‌نویسند و می‌گویند: «هایدگر». اما مسأله فقط تلفظ نام هایدگر و املای آن در فارسی نیست، بسیاری از مفاهیم فلسفۀ هایدگر نیز به آن گره خورده است: نام کتاب هایدگر «هستی و زمان» است یا «وجود و زمان»؟ «هستی‌شناسی» درست است یا «وجودشناسی»؟ «فرادستی» درست است یا «دم دستی»؟ «اگزیستانس» درست است یا «وجود»، «اگزیستانسیال» باید گفت یا «وجودی»؟

از شگفتی‌های فرهنگ و سیاست و دیانت کشور ما یکی هم این است که در آن تلفظ یا معادل برخی کلمات در زبان فارسی خود اسباب «فرقه‌سازی» و تبدیل به پرچم «حزبی» شده است: «هیدگر» و برخی واژگان فلسفی دیگر از این دسته کلمات است. با دیدن این صورت از نگارش و تلفظ نام «هایدگر» تنها نام یک تن به خاطر می‌آید: «فردید». از این حیث، از یک سو، می‌توان به فردید تبریک گفت که توانسته است چیزی از خود به یادگار گذارد که او را به خاطر آورد، و از سوی دیگر، به «مریدان» او که توانسته‌اند از آن نشانی برای خود بسازند تا متمایز شوند و به «فردیدی» بودن شناخته شوند. فردید در اصرار بر این «تلفظ» و «نگارش» خود آن‌قدر سرسخت بود که به نظرش هر تلفظ دیگر حاکی از «بی‌سوادی» گوینده بود. اما، چیزی که امروز به نظر ما می‌آید این است که این هم دست کمی از «سبیل» برخی «مارکسیست»‌ها یا «درویش»ها و «ریش» و «حجاب» مسلمانان مکتبی ندارد. فردید با طرز خاص نگارش و تلفظ «هیدگر» و بسیاری از تعابیر «من در آوردی» و «بی‌پایۀ» دیگرش داشت برای خود «هویت» و «مکتب» می‌ساخت. او دنبال «فهم» و «توضیح» فلسفۀ هایدگر نبود.

اما اگر کسی بخواهد به قول هایدگر پرسشگرانه به این مسألۀ «هیدگر»‌نویسی نزدیک شود می‌تواند بپرسد که چگونه می‌شود نام هایدگر (Heidegger) را «هَیْدِگر» تلفظ کرد و نوشت، در حالی که ما و حتی خود «فردیدی‌ها» دیگر نام‌های مشابه با نگارش نام او را در زبان آلمانی، یعنی، آنهایی را که “-ei-” در میان دارند «ای/e» تلفظ نمی‌کنیم بلکه «آی/ai» تلفظ می‌کنیم، مانند: «هایدلبرگ/ک» (Heidelberg)، «فرایبورگ/ک» (Freiburg) و یا کلماتی آلمانی از فلسفۀ خود هایدگر، مانند «زاین» (Sein) و «دازاین» (Dasein). این “-ei-” در نام «هایدگر» چه فرقی با دیگر “-ei-”ها در کلمات مشابه آلمانی دارد؟ زبان آلمانی، برخلاف انگلیسی، در تلفظ، زبانی قاعده‌مند است و به‌راحتی می‌توان تلفظ کلمات را آموخت، بی‌آنکه نیاز باشد آنها را نخست بشنویم. پس چه رازی در این نهفته است که ما می‌بینیم حتی برخی دانش‌آموختگان در آلمان «هایدگر» را «هیدگر» تلفظ می‌کنند یا «زاین» را «وجود» می‌گویند، و برخی دیگر نه؟

تلفظ نام‌ها به خودی خود مسأله‌ای «معنادار» نیست، مگر در جاهایی که کلماتی به ظاهر مشابه اما با معنایی متفاوت تنها با تغییر یک هجا معنایشان برای مخاطب روشن می‌شود و در صورت تلفظ اشتباه بد فهمیده می‌شوند. نام‌های شخصیت‌های مختلف تاریخی و اجتماعی در هر فرهنگ و زبانی، در زبانی دیگر لزوماً به همان گونه نخواهد بود که در زبان مبدأ بوده است: یونانیان نام ایرانیان را آن گونه تلفظ می‌کردند که برایشان آسان بود و خود را ملزم نمی‌کردند که دقیقاً همچون ایرانیان نام‌ها یا کلمات آنها را تلفظ کنند، و ایرانیان نیز، عرب‌ها نیز، فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها و آلمانی‌ها و همۀ گویندگان زبان‌های دیگر نیز همین کار را می‌کنند. ما خوش‌بختانه به دلیل تعداد هجاهای زبان‌مان و عادتی که از کودکی یافته‌ایم شاید بسیار بهتر از بسیاری از زبان‌های دیگر قادر به تقلید تلفظ زبان‌های بیگانه باشیم و بنابراین اگر بکوشیم نامی را به مانند گویندگان زبان مبدأ تلفظ کنیم بر ما ایرادی نباشد. اما نکته این است که تلفظ «هیدگر» فردید با تلفظ نام او در هیچ یک از زبان های اصلی اروپایی «مطابق» نبود و با این همه او و پیروانش اصرار داشتند و دارند که این «تلفظ» درست است! در واقع، یکی از ویژگی‌های فردید همچون هر آموزگاری تأکید بر «درست‌نویسی» و «درست‌گویی» بود، و با این همه، اکنون به راحتی می‌توان معلوم کرد که بسیاری از چیزهایی که او در تلفظ و معنای کلمات و دیکر چیزها گفته اصلاً «درست» نبود! فردید در روزگاری می زیست که دانش فلسفی و دسترسی به منابع خارجی آن‌قدر محدود بود که او به چشم برخی از «نوادر» به نظر می‌آمد. اما امروز، در نتیجۀ ترجمه‌ها، آشنایی بیشتر افراد با زبان‌های بیگانه، و دسترسی راحت تر به منابع، دیگر احمقانه می‌نماید که کسانی هنوز بخواهند هایدگر را از چشم فردید و مقلّدان او بشناسند، هرچند این افراد دارای مدارک یا مقاماتی چشم پرکن برای برخی باشند.

مترجمان عرب نام «هایدگر» را در عربی به چهار صورت می‌نویسند و تلفظ می‌کنند: هایدجر/هایدغر/هیدغر/هیدجر. ترجمه‌های کتاب‌های او نیز با اصطلاحات و معادل‌های متفاوت با گذشته نیز البته منتشر می‌شود و این همه حاکی از این است که آشنایی‌های بیش‌تر فهم‌های بهتر را نیز به دنبال خواهد داشت.

در اکثر زبان‌های اروپایی تلفظ نام «هایدگر» یکسان است و همچون آلمانی است، حتی در انگلیسی. اما البته می‌توان به تلفظ‌هایی نزدیک به «هیدگر» نیز دست یافت. از جمله می‌توانید در اینجا در برخی تلفظ‌های ترکی و دانمارکی و سوئدی این تلفظ را بشنوید:

امروز «اینترنت» یادگیری «زبان» و آشنایی با «فرهنگ»های دیگر را بسیار آسان کرده است. همچنین بسیاری از منابع را در اختیار ما می‌گذارد که اگر «عقل» خودمان را به کار گیریم و به عنوان و القاب اشخاص یا اینکه کجا درس خوانده‌اند و فلان و فلان دربارۀ آنها چه گفته‌اند توجه نکنیم به‌راحتی می‌فهمیم که درس خواندن در آلمان یا حتی دانشجوی خود «هایدگر» هم بودن دلیلی به دست نمی‌دهد که هر کس هرچه دربارۀ «او» یا «فلسفه» گفت باور کنیم.

من برخی نوشته‌های فارسی را اگر کلمات خاصی داشته باشند، در هنگامی که نخستین‌بار چشمم به آنها بیفتد، دیگر هرگز نمی‌خوانم و ادامه نمی‌دهم، از آن جمله است: «هیدگر»، «وجود و زمان» به جای «هستی و زمان»، «اُنتولوژی»، وجودشناسی، «تئولوژی»، «اگزیستانس»، «اگزیستانسیال»/«اگزیستانسیل»، «زبان خانۀ وجود است»، «فنومنولوژی»، متأله/متألهان (در سخن از متکلمان یا خداشناسان مسیحی)، «رواداری» به جای تحمل، «اتوریته»، اقتدار، اقتدارگرا، «هستی» در برابر «اگزیستانس» و … چون قادر نیستم بفهمم که طرف چه دارد می‌گوید. برای من بدیهی شده است که گویندۀ این کلمات فهم درستی از آنچه می‌گوید ندارد.

افزودن دیدگاه

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من