روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

«فلسفۀ قارّه ای» چیست؟: آیا فلسفه می تواند «قارّه ای» باشد؟

 

چکیده:
مورّخان تاریخ فلسفه و نویسندگان آثار درجۀ دوم فلسفی برای طبقه بندی و نام گذاری جریان ها و مکاتب فلسفی و مفهوم سازی گاهی واژگانی را برمی گزینند و مفاهیمی را شکل می دهند که سخت مناقشه انگیز است. نخست، از این رو که این واژگان و مفاهیم محلّی است و جهانی نیست. دوم، از این رو که در آنها نوعی رویارویی و قطب بندی و «دشمن»سازی و «دوگانه» سازی نهفته است. سوم از این رو که این واژه و مفهوم واژه و مفهومی نیست که برگزیدۀ کسانی باشد که در این قالب ریخته شده اند. چهارم، از این رو که این واژه و مفهوم زورکی (Procrustean) یا تحمیلی است و واقعیت را کژ و کوژ می کند. یکی از واژگان و مفاهیمی که چنین خصوصیتی دارد، واژه و مفهومی است که در زبان انگلیسی با چند تعبیر و به یک معنا گفته می شود، اما دو تعبیر آن اکنون بیش از همه متداول است:

“Continental philosophy”, “European philosophy”.

تعبیر نخست در فارسی معمولاً به «فلسفۀ قارّه ای» ترجمه می شود و تعبیر دوم به «فلسفۀ اروپایی». در اینجا می کوشم، از جنبۀ زبانی، نشان دهم که معنا و مفهوم سه گانۀ “continental” در زبان انگلیسی چیست و چرا ترجمۀ آن به «قارّه ای»، جز در مواردی مربوط به زمین شناسی یا «قارّه ها»، در دیگر موارد نادرست است. تحلیل مفهومی از دوگانۀ «فلسفۀ اروپایی» در برابر «فلسفۀ تحلیلی» را به مقاله ای دیگر وامی گذارم.
واژه های کلیدی: فلسفۀ قارّه ای، فلسفۀ اروپایی، فلسفۀ قارّۀ اروپا، فلسفۀ تحلیلی، نظریۀ ترجمه، تاریخ فلسفه، بریتانیا، قارۀ اروپا

درآمد

از جمله چیزهایی که از تفکر فلسفی انتظار می رود یکی هم روشن سازی کلمات و مفاهیم است: در هنگام سخن گفتن از چیزها واقعاً چه چیزی را مقصود داریم؟ بدین گونه بود که سقراط پژوهش فلسفی خود را با پرسیدن جملات کوتاهی مانند «دلیری چیست؟» و «عدالت چیست؟» و «دینداری چیست؟» آغاز کرد و به بسیاری از مخاطبانش، و از جمله ما تا امروز، نشان داد که ما گاهی چیزهایی می گوییم که خیال می کنیم معنایشان را می دانیم و می فهمیم داریم چه می گوییم اما اگر کسی به درستی از ما پرسش کند و پاسخ های ما را بررسی کند و پرسش های دیگری مطرح کند، آن گاه رفته رفته هم او و هم خود ما متوجه خواهیم شد که پاسخ دادن به بسیاری از پرسش های به ظاهر ساده و آسان آن قدر هم ساده و آسان نیست. از همین روست که ما می توانیم هر بار در خصوص چیزی پرسش کنیم یا معنای کلمه ای را بپرسیم.

از جمله چیزهایی که ما می توانیم دربارۀ آن پرسش کنیم خود فلسفه است: «فلسفه چیست؟» پرسشی است که همواره می تواند مطرح شود و به آن پاسخ داده شود. اما گاهی برای فلسفه صفاتی نیز در نظر گرفته می شود، مانند یونانی و رومی و یهودی و مسیحی و اسلامی و اروپایی و آسیایی و امریکایی و نیز افلاطونی و ارسطویی و … آیا این صفات خصوصیتی از «فلسفه» یا «فلسفه ای خاص» را تعریف می کنند که آن خصوصیت برای آن «ذاتی» است و با شناختن آن ما به چیستی یا ماهیت آن فلسفه پی می بریم؟ یا تنها برچسبی اند برای طبقه بندی، بی آنکه تعریف تام و تمامی از شیء مورد بحث باشند. برای یافتن پاسخ این پرسش می توانیم یکی از این موارد را بیازماییم.

در اینجا من به بررسی صفتی می پردازم که بیش از سی سال است در برخی ترجمه های فارسی و نیز کتاب ها و مقالات تألیفی در خصوص جریانی یا مکتبی بنا به ادّعا فلسفی به چشم می خورد: «فلسفۀ قارّه ای». اما برای اینکه ببینیم «فلسفۀ قارّه ای چیست؟» و از کجا و چگونه سر بر آورد، نخست، می باید ببینیم صفت «قارّه ای» به طور عام چیست و چه دلالتی دارد؟ چون صفت «قارّه ای» در درجۀ اول تعبیری زمین شناختی است و در درجۀ دوم تعبیری جغرافیایی که می تواند به قارّه ای خاص، اروپا یا امریکا، مربوط باشد. از جمله پیشرفت های جامعۀ ما در دهه های اخیر یکی هم این است که امروز برای فهم بسیاری از کلمات و تعبیرات ظاهراً فارسی ما نیازمند به دانستن زبان انگلیسی هستیم و باید آنها را دوباره ترجمه کنیم تا بفهمیم! باری، در زبان انگلیسی از این صفت در این موارد و البته بسیاری موارد دیگر استفاده می شود:

سیارۀ قارّه ای/continental planet
رانش قارّه ای/continental drift
شیب قارّه ای یا فلات قارّه/continental shelf
پوستۀ قارّه ای/continental crust
لحاف قارّه ای (؟)/continental quilt
غذای قارّه ای (؟)/Continental food
صبحانۀ قارّه ای (؟)/Continental breakfast
فوتبال قارّه ای (؟)/Continental football
فلسفۀ قارّه ای (؟)/Continental philosophy
تأثیر قارّه ای (؟)/Continental influence
رویکرد قارّه ای (؟)/Continental aproach

دو پرسشی که اکنون پیش روی ماست این است: ۱) آیا این صفت در همۀ این موارد در زبان مبدأ (انگلیسی) معنا و مفهومی یکسان دارد، چون واژه ای به ظاهر یکسان دارد؟؛ ۲) آیا این صفت در همۀ این موارد در هنگام ترجمه در زبان مقصد (مثلاً، فارسی) معنا و مفهومی یکسان دارد و بنابراین واژه ای یکسان می باید داشته باشد: «قارّه ای»؟

ادامۀ این نوشته را می‌توانید در فایل پی دی اف 02.Continental.980320 دنبال کنید.

افزودن دیدگاه

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من