روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

«باور نادرست» یا «ایمان بد»؟: مروری بر ترجمۀ بابک احمدی از اصطلاحی در فلسفۀ سارتر

هر دانشجوی فیزیکی می‌داند که در فرمول e=mc2 هرکدام از «حروف» این معادله «نماد» چه چیزی است و این نمادها چگونه باید در یکی از دو طرف معادله قرار بگیرند. اما آیا این امر در خصوص «فلسفه» نیز صادق است و «واژگان» فلسفه نیز همچون نمادهای فرمول های فیزیک و ریاضی آن قدر دلالت و معنایشان ثابت است که کسی نتواند بدون ترس از اتهام «نادانی» آنها را جا به جا کند یا اشتباهی به کار برد؟ به همین سان، آیا هر دانشجو و استاد و مترجم و ویراستار و نویسندۀ به اصطلاح فلسفه‌خوانده‌ای، از مبتدی تا عالی، برحسب درجات دانشگاهی یا علمی، با زبان فلسفه و معانی دقیق اصطلاحات آن آشناست و می داند معنای «دقیق» هر کلمه چیست؟ به طور نمونه، آیا آنها هم می‌دانند که «باور» (“belief”) با «ایمان» (“faith”)، و یا «نادرست» (“incorrect”) و «درست» (“correct”) با «بد» (“bad”) و «خوب» (“good”) چه فرقی دارد؟ و «باور نادرست» (“incorrect belief”) و «باور درست» (“correct belief”) با «باور صادق» (“ true belief”) و «باور کاذب» (“false belief”)، و «باور بد» (“bad belief”) و «باور خوب» (“good belief”) با «ایمان بد»/«سوءِ نیّت» (“bad faith”) و «ایمان خوب»/«حُسن نیّت» (“good faith”) چه فرق هایی دارند؟ به نظر می‌آید که نه! شاهد می‌خواهید؟ نخست، به این نمونه توجه کنید.

بابک احمدی، ۶ سال پس از انتشار یادداشت من، دربارۀ «ایمان بد»، در جهان کتاب، ش ۸۲ – ۸۱ (تیرماه ۱۳۷۸)، ص ۱۷، در کتاب خود، سارتر که می‌نوشت، نشرمرکز، ۱۳۸۴، ص ۴۹-۲۴۲، بندی (بند ۴) را به شرح مفهومی در فلسفۀ سارتر، “mauvaise foi”، اختصاص ‌می دهد که به ترجمۀ او «باور نادرست» نام دارد. اما این ترجمه، علاوه بر شرح او، سه اشکال دارد: ۱) لغوی: نخست. «باور» (“belief”/“croyance”) با «ایمان» (“faith”/“foi”) یکی نیست و ترجمۀ “foi” به «باور» نادرست است. چون در زبان هایی که این هردو اصطلاح را دارند، «باور» و «ایمان» گرچه معنایی تقریباً مشترک دارند و گاهی به طور عام مترادف به کار می روند اما تفاوتی نیز دارند که مهم است، از جمله اینکه اولی عام است، شامل همۀ باورها، و دومی خاص است از برای باورهای استوار یا قوی و نیز دینی (البته اینها نیز قوی هستند، اما محدود به امور مشخص دینی اند)؛ دوم. «نادرست» (“incorrect”/“incorrecte”) با «بد» (“bad”/“mauvaise”) یکی نیست و ترجمۀ “mauvaise” به «نادرست» نادرست است و ترجمۀ درست و دقیق آن همان «بد» است؛ ۲) مفهومی: اصطلاح “mauvaise foi” («سوءِ نیّت»)، برخلاف آنچه بابک احمدی در شرح خود می‌گوید، هم به معنای اصلی و متداول، «سوءِ نیّت»، مفهومی اخلاقی و نیز حقوقی است، و هم به معنای مورد نظر سارتر، «ایمان بد»، مفهومی اخلاقی است، چون «بد» است، و «باور نادرست» (“incorrect belief”/“croyance incorrecte”) و «باور درست» (“correct belief”/“croyance correcte”) و، یا به طور دقیق تر و معمول تر در زبان انگلیسی، «باور صادق» (“true belief”/“croyance vrai”) و «باور کاذب» (“false belief”/“croyance fusse”) نیز مفاهیمی است مربوط به «دانش‌شناسی» (“epistemology”/“épistémologie”)؛ ۳) در نتیجۀ خَلط و اشتباه کردن این دو مفهوم متمایز با یکدیگر، از دو مورد نخست، ترجمۀ «ایمان بد» به «باور نادرست»، و «ایمان بد» (مربوط به «اخلاق وجودگرا») با مفاهیمی دیگر، «باور صادق» و «باور کاذب» (مربوط به نظریۀ «شناخت» یا «دانش») و نیز «باور بد» (“bad belief”)، خَلط و اشتباه مفاهیمی نتیجه می‌شود که معانی دیگری دارند و مربوط به مباحثی دیگر در فلسفه‌اند و اصلاً بی‌ارتباط با بحث سارتر. اکنون ببینیم بابک احمدی دربارۀ این اصطلاح خاص در فلسفۀ سارتر چه چیزی برای گفتن به ما دارد:

برای متن کامل مقاله, رجوع شود به: زیر, فایل پی دی اف.    14.BadFaith.Ahmadi.981224

افزودن دیدگاه

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من