روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

زنان در عشق

زنان را مصیبت کم نیست. اما بخشی بزرگی از آن وقتی است که یا «دوست داشته» می‌شوند، یا «دوست می‌دارند»! زن، در «دوست داشته شدن»، از نظر بسیاری مردان از گذشته تاکنون، یا «شکاری» است که می‌باید «صید» شود یا «کالایی» که می‌باید خریداری شود. در هر حال، او می‌باید «آری‌گوی» باشد و اهل «تمکین»، چه وقتی «شکار» شود و چه وقتی «خریده» شود و اگر خواسته‌ای دارد، جز پول و هدایا چیزی دیگر نباید باشد. اینها تنها چیزهایی بود که عُرف قدیم به رسمیت می‌شناخت و هنوز هم البته متداول است کم و بیش در همه جا. گزیدۀ زیر تصویری است برگرفته از «الهی نامه» عطار، به قلم هلموت ریتر، دربارۀ «زن» خوب فرمانبر پارسا، در مقام معشوق، و نیز زن «عاشق»، آن هم البته پارسا، با این تفاوت که یکی را شوهری بود به حج رفته و دیگری را معشوقی بود نه درخور مقام و مرتبۀ اجتماعی او، اما پدر و برادری داشت سخت دلبستۀ پایگاه اجتماعی و طبقاتی خود که از کشتن «نافرمان»، چه همسر و چه خواهر یا فرزند، نیز باک نداشتند.

داستان‌ها و حکایات، حتی اگر دروغ باشند، حقایقی را دربارۀ زمانه و مبانی فکری عصر و ارزش‌های حاکم بر محیط می‌گویند که در هیچ کجای دیگری به دست آمدنی نیست. آنچه سبب می‌شود جامعه‌ای هربار همچون اسب عصّاری به گرد آسیاب بچرخد، غفلت از گذشته و پیش چشم نداشتن آن است. یک دلیل رخداد جنبش‌های واپس‌گرا در برخی جوامع رمانتیک‌سازی «گذشته» در مقام «خود» راستین یا حقیقی و بازگشت به آن است که نمونه‌های آن در دورۀ رنسانس اروپا و در میان رمانتیک‌های اروپایی قرن نوزدهم کم نبود. «نو» و «جدید» هم چیزی است که باید به آن عادت کرد و راه و رسمش را آموخت و البته «نو» و «جدید» هم مصائب خود را دارد. باری، دربارۀ چیزهایی که در این داستان، از چشم‌انداز کنونی، به نظرم می‌رسد روزهای آینده چیزی خواهم نوشت. اما اکنون اگر مایل باشید متن زیر به ترجمۀ استاد فقید دکتر عباس زریاب خویی به خواندن و بارها خواندن و اندیشیدن می‌ارزد بسی.

افزودن دیدگاه

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من