روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

آخرین نوشته‌ها

«همه‌مرغ‌بینی» گرسنگان شکم، و «همه‌زن‌بینی» گرسنگان شهوت!

🔶 یکی از چیزهایی که برخی متکلمان و روشنفکران دینی و آخوندها و خطبا و وعاظ و اهل منبر در جهان اسلام می‌کوشند برای «حجاب زنان» و قانع کردن مخاطبان بیابند دلایل عقلی است و در این راه به همه چیز چنگ می‌زنند از جمله «طبیعت» و «غرایز» مردان (یعنی: خودشان) و به اصطلاح «تفاوت‌های زیست‌شناختی»: با این استدلال که زنان چون سرچشمهٔ صدور این «تحریکات»‌اند پس آنان را باید در غلافی یا سرپوشی گذاشت تا این...

هرمنوتیک، هرمنیوتیک، هرمنویتیک؟: نظریهٔ ترجمه و غیاب «فاعل آگاه و اندیشندهٔ» (سوژهٔ) ایرانی

🔶 زبانی را سراغ دارید که یک کلمه را در آن به سه صورت (یا بیش‌تر) بنویسند و تلفظ کنند؟ من در زبان‌های اروپایی سراغ ندارم: در انگلیسی امریکایی و بریتانیایی تفاوتی در املا و تلفظ برخی کلمات هست، اما قاعده‌مند است. همین‌طور است در خصوص املای کهن و جدید برخی کلمات. در فارسی و عربی نیز شاید برخی تفاوت‌ها در املا و تلفظ کلمات کهن و جدید باشد. اما اینها با چیزی که در ترجمه‌های فارسی امروز متداول شده است...

نو شدن آرزو نیست، ناموس هستی است!

🔶 آدمیان بسیار پیش‌تر از آنکه اندیشه‌های حکمت‌آمیز و دینی و فلسفی قدم به صحنه گذارند به مشاهده دریافتند که این جهان جهان آمدن و رفتن، پاییدن و فرسودن، نو شدن و کهنه شدن، و پدید آمدن و از میان رفتن است. و در این میان آنچه نصیب آدمیان و دیگر هست‌هاست، از حبابی کف‌آلود تا پروانه‌ای در گلشن، از ماموتی عظیم تا پشه‌ای خرد، در چشم‌انداز زمان بیکران جز دمی نیست. حبابی به دمی می‌ترکد و حیوانی عظیم یا...

چاپ جدید «فلسفهٔ اروپایی»

🔶 چاپ جدید «فلسفهٔ اروپایی»، شامل آخرین بازنگری‌‌ها و حاشیه‌های من بر این کتاب، منتشر شده است. دوستانی که علاقه‌مند باشند می‌توانند آن را از تارنمای ناشر یا هرجای دیگری که مایل باشند تهیه کنند. صفحاتی از کتاب را در زیر می‌توانید ملاحظه کنید.
صفحاتی از کتاب: Continental.Promo.991227

زبان خانهٔ «وجود» است یا «هستی»؟

🔶 یکی از مهملاتی که برخی از مترجمان ایرانی هایدگر و مقلدان بی‌اندیشهٔ آنان بر زبان می‌رانند و اینجا و آنجا می‌نویسند این جملهٔ اوست که «زبان خانهٔ وجود» است. اگر کلمه‌ای یا جمله‌ای باشد که بتوان با آن ثابت کرد شخص آثار هایدگر را نخوانده است و تنها چیزی جایی دیده است و همین طور مقلدانه و نیندیشیده لقلقهٔ زبان کرده است، و زبان را هم آن طور که هایدگر می‌گوید نمی‌شناسد همین جمله است، اما چرا این جمله...

وجودگرایی

  به مناسبت انتشار ویراست دوم «فلسفه وجودی»، هرمس، ۱۳ اسفند ۹۹ 🔶 «وجودگرایی» یا «اگزیستانسیالیسم» عنوانی بود که سارتر برای فلسفۀ خودش برگزید، اما این عنوانی بود که هیچ‌کس از کسانی که فلسفه‌شان شباهتی با مضامین «وجودی» دارد راضی به پذیرفتن آن نشد. مفهوم «وجود» و «وجودی» به معنای جدید را سورن کی‌یرکگور، متفکّر دینی دانمارکی، در نیمۀ اول قرن نوزدهم متداول کرد و هایدگر شاهکار خود «هستی و زمان»...

«شب» زیباتر است یا «روز»؟: دیدگاه متقدّمان و متأخران

🔶  از جمله چیزهایی که می‌توان تفاوت دیدگاه‌های «قدیم» (old) و «جدید» (modern) یا قدما/متقدّمان (ancients) و متأخران (moderns) را دربارهٔ آن به‌طور بارز و آشکار دید مفهوم «شب» است. این تفاوت را ما می‌توانیم در تفاوت دیدگاه سنتی با دیگاه هگل دربارهٔ «شب» ببینیم. ابتدا ببینیم ما معمولاً در سنّت ادبی و دینی خودمان «شب» و «تاریکی» را چگونه می‌فهمیده‌ایم و سپس ببینیم هگل، فیلسوفی که او را نخستین کسی...

چند این شب و خاموشی!

شایان توجه برای دنبال‌کنندگان: کانال تلگرام من از fallosafah@ به fallosafahmshk@ تغییر کرده است. 🔶  «شب» زیباتر است یا «روز»؟ پاسخ هرکس بدین پرسش می‌تواند گویای نگرشی باشد که او به جهان «طبیعت» دارد. پاسخ هگل به این پرسش را در یکی دو نوبت بعد خواهم گفت، پاسخی که البته مبنای مابعدطبیعی «جهان جدید» را می‌گذارد و تفاوت «عصر جدید» و «عصر قدیم» را به‌روشنی مشخص می‌کند و شرح می‌دهد. اما «شب» تا آنجا که...

تغییر کانال تلگرام از fallosafah@ به fallosafahmshk@

🔶 چهارشنبه شب اختلالی در شبکهٔ تلگرام سبب شد که از حسابم به بیرون پرتاب شوم و دوباره نتوانم به آن وارد شوم (به دلیل منسوخ شدن سیم کارت و تعویض نکردن آن!). در نتیجه، دیگر به حساب قبلی‌ام و کانالم دسترسی ندارم. بنابراین، دوستانی که مابل باشند نوشته‌های مرا در کانال تلگرامم دنبال کنند می‌توانند از این به بعد به این کانال جدید: fallosafahmshk@ مراجعه کنند. با پوزش از همهٔ اعضای کانال پیشین. 

حکایت سه ماهی: یا برو یا بمیر!

🔶  دیروز که مطلبی را در تلگرام (fallosafah@) دربارهٔ صادرات «ژن خوب» به کشورهای دیگر و «پایین آمدن ضریب هوشی ایرانیان» به دلیل مهاجرت نخبگان دیدم و منتشر کردم به خاطر آوردم که حدود ۱۷ سال پیش چیزی در این خصوص بر اساس روایت اردشیر فاضل لاریجانی نوشته بودم و آن را در تارنمای قدیمم منتشر کرده بودم. از آنجا که ما در سرزمینی زندگی می‌کنیم که در آن «در همیشه روی یک پاشنه می‌چرخد» و «حکایت همچنان باقی...

روزنامهٔ محمد سعید حنایی کاشانی

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

دسته‌ها

اطلاعات

ارتباط با من